Archive for the ‘اجتماعی’ Category

خاتمی در دانشگاه تهران

دسامبر 12, 2007

خاتمی در دانشگاه تهران خواستار آزادی دانشجویان زندانی و رعایت قانون حقوق شهروندی مصوب مجلس ششم شد
سه‌شنبه، 20 آذر 1386
منبع: ادوار نيوز
ييس‌جمهور سابق كشورمان به مناسبت 16 آذر -روز دانشجو- و به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران و علوم‌پزشكي تهران در سالن شهيد چمران دانشكده‌ي فني دانشگاه تهران، حاضر شد و در ميان آنها به بيان ديدگاه‌هايش پرداخت و به تعدادي از سوالات آنها پاسخ گفت.

به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حجت‌الاسلام ‌و المسلمين سيد محمد خاتمي كه با بيان اين‌كه ابتدا لازم مي‌دانم سالروز شهادت امام بزرگوار حضرت جواد (ع) را به همه‌ي شما و دوستداران حق و عدالت و آزادي تسليت بگويم، سخنان خود را آغاز كرد و اظهار داشت: «چنان‌چه بتوانيم پيشرفت مادي و معنوي براي همه‌ي افراد، اقوام، گروه‌ها و صنوف فراهم آوريم از اسلام و جمهوري اسلامي دفاع كرده‌ايم.»

وي افزود: «در بينش ما شيعيان، امام، معلم است، مربي است و مقتدا و آموزگار حقيقت و زيبايي و خير و پرورش‌دهنده‌ي جان محسوب مي‌شود و بر اين اساس الگويي است كه بايد بر اساس او خود را ساخت.»

خاتمي ادامه داد: «براين اساس اميدوارم خداوند همه‌ ما را به منزلت اين بزرگواران آشنا كند تا بتوانيم پيروان خوبي براي آن‌ها باشيم.»

وي هم‌چنين در ادامه‌ي سخنانش با گرامي داشتن ياد همه‌ي شهدا به خصوص شهداي دانشگاهي و بالاخص شهداي 16 آذر از اين سه شهيد به عنوان سه اخگر سوزاني كه در شب استيلاي استبداد جان فسرده‌ي ملت استعمار و استبدادزده‌ي ما را گرم كردند ياد كرد و اظهار داشت: «اين سه شهيد بر ديوار بلند ناكامي و يأس پنجره‌اي به سوي اميد به آينده گشودند.»

خاتمي در ادامه‌ي اظهاراتش تصريح كرد: «هم‌چنين اميدوار بودم در جمع ما و جامعه‌ي ما عزيزاني كه به جرم بيان و انديشه گرفتار شده‌اند، نيز حضور داشتند.»

اميدوارم مسأله‌ي حقوق شهروندي در عمل نيز رعايت شود

وي اضافه كرد: «آن‌چه در جلسات عمومي و خصوصي گفتم و يكي از شعارهاي خوبي كه مطرح شد مسأله‌ي حقوق شهروندي بود. از نظر ضوابط خوب عمل شد و اميدوارم مسأله‌ي حقوق شهروندي در عمل نيز رعايت شود و در جهاني به سر ببريم كه هيچ انساني به جرم بيان و انديشه مجبور به پرداخت هزينه نشود.»

رييس‌جمهور سابق كشورمان در ادامه اظهاراتش با بيان اين‌كه «سخن خود را از واقعه‌اي كه مربوط به خود من است، شروع مي‌كنم» به مرور خاطراتش از دوران عضويت در انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اصفهان پرداخت و گفت: «يك روز عصر زمستان سرد سال 1347 در كلاس درس تاريخ فلسفه نشسته بودم كه به خارج از كلاس احضار شدم و منشي رييس دانشگاه از قول رييس دانشگاه گفت كه شما به ساواك احضار شده‌ايد و بايد در فلان روز و فلان ساعت خود را در آن مكان معرفي كنيد.»

وي با مرور خاطراتش از لحظه‌ي ابلاغ اين احضار به وي و اخباري كه در ذهنش گذشت، گفت: «در آن زمان علاوه بر فعاليت در انجمن اسلامي با بسياري از دوستان يك سري فعاليت‌هاي مخفي و نيمه مخفي داشتيم اما من مطمئن بودم كه به خاطر آن فعاليت‌ها احضار نشده‌ام چون آن‌ها كه با من در اين فعاليت‌ها همكاري مي‌كردند سمت‌هاي بالاتري داشتند و طبيعتا بايد ابتدا آن‌ها احضار مي‌شدند ثانيا اگر براي آن فعاليت‌ها احضار مي‌شد كار نبايد به صورت احضار انجام مي‌شد بلكه توقع مي‌رفت ما را بازداشت كنند.»

خاتمي ادامه داد: «بالاخره تصميم گرفتم در روز و ساعت مقرر در ساواك حاضر شوم. زماني كه من رفتم دو دانشجوي ديگر از پزشكي و دانشكده‌ي علوم كه عضو شوراي مركزي دانشگاه بودند نيز به ساواك احضار شده بودند. بعد از معطلي، معاون ساواك آمد و باب بحث را باز كرد. او محترمانه از وضع خطيري كه كشور دارد و تلاشي براي آباداني مي‌شود و حرف هميشگي كه دشمنان داخلي و خارجي خواهان پيشرفت نيستند سخن به ميان آورد و با اين مقدمه به اين نتيجه رسيد كه انجمن اسلامي دانشگاه بايد تعطيل شود.»

وي با بيان اين‌كه بعد از چند ساعت بحث در اين جلسه اعلام كرديم كه ما به خودي خود كاري نمي‌كنيم و ساواك چنان‌چه مي‌خواهد اين انجمن تعطيل شود رأسا وارد عمل شود، گفت: «بعد از 4 ساعت بحث جدا شديم و تصميم گرفتيم جلسه‌ي انجمن را كه معمولا بعد از ظهرهاي جمعه بود طبق روال عادي برگزار كنيم، اطلاعيه‌ها و دعوت‌نامه ارسال كرديم اما روز قبل از برگزاري جلسه از طرف دانشگاه اعلام شد حق استفاده از سالن و امكانات را نداريم كه پيرو آن نيز ما اطلاعيه‌اي داديم و با ذكر آن‌چه اتفاق افتاده بود عذرخواهي كرديم و گفتيم كه اين جلسه برگزار نمي‌شود و با اين عمل انجمن دانشگاه اصفهان به عنوان يكي از آخرين انجمن‌هاي اسلامي تعطيل شد.»

وي در ادامه با طرح اين سوال كه آيا حركت تحول‌آفرين در جامعه تعطيل مي‌شود؟ اضافه كرد: «بعد از تعطيلي انجمن اسلامي دانشگاه اصفهان شاهد بروز حركت‌هاي تندتر و خشن‌تري بوديم.»

خاتمي با بيان اين‌كه جان تحول‌خواه جامعه به خصوص جوانان را نمي‌توان در استفاده در زمينه‌ي بيان اعتراضات‌شان ممنوع كرد، ممنوع شدن جامعه از بيان حرفش به طور مسالمت‌آميز را زمينه‌ساز روي آوردن آن‌ها به حركت‌هاي خشونت‌آميز به جاي رفتارهاي منطقي دانست و گفت: «بر اين اساس ما شاهد بوديم در سال 1349 اولين حركت‌هاي چريكي ابتدا از سياهكل شروع شد و بعد گسترش يافت.»

وي با بيان اين‌كه در آن مقطع زماني بعد از ممنوعيت حركت‌ها و اعتراضات آرام، شاهد حركت‌هاي قهر‌آميز و خونين بوديم، يادآور شد: «در آن مقطع حركت‌هايي را شاهد بوديم كه به صورت اسلامي و غيراسلامي در جامعه شكل گرفت و هزينه‌هاي فراواني را براي جامعه و رژيم داشت.»

خاتمي با بيان اين‌كه هر دو سوي اين حركت‌ها چپ بود، خاطرنشان كرد: «روند صحيح و سالم اين است كه عمل از تئوري برمي‌آيد.»

وي اضافه كرد: «در آن موقع رژيم در اوج قدرت بود و از سازماندهي قدرتمند اطلاعاتي و ارتش تحت نظر آمريكا بهره‌مند بود و تصور مي‌كرد كه در درون مشكل ندارد و در عرصه‌ي بين‌المللي تحت حمايت قدرت‌هاي جهاني است لذا با روش‌هاي خشن مي‌تواند راهش را ادامه دهد و جلوي تحول‌خواهي جامعه را بگيرد.»

وي اضافه كرد: «رژيم مي‌دانست كه جامعه و جوانان فرهيخته نياز به تحرك و ابراز وجود دارند لذا به فكر فعاليت‌هاي ساختگي افتادند و انجمن جوانان شير و خورشيد، جامعه‌ي دانشگاهي، طرفدار سازمان ملل و احزاب ايران نوين و رستاخيز را ايجاد كردند اما نتيجه‌ي كار نفرت جامعه‌ي دانشگاهي از اين جريانات و محدود شدن كساني بود كه وابسته به اين جريانات به حساب مي‌آمدند.»

انقلاب اسلامي معادله انقلاب مساوي با خشونت را بر هم زد

سيد محمد خاتمي در ادامه سخنان خود در دانشكده‌ي فني دانشگاه تهران گفت: «آنچه رخ داد ناشي از عدم درك تحول خواهي به خصوص در جامعه فرهيختگان، جوانان، دانشگاهيان و تلاش براي حفظ وضع موجود بود و همين امر يعني بسته كردن فضا و نوميد كردن جامعه، رمز و راز موفقيت و جذابيت حركت‌هاي چپ در جهان سوم بوده و هست و متاسفانه حركت‌ها همواره در جهان سوم تند و خشن بوده است به گونه‌اي كه معادله‌اي در جامعه شناسي جديد به وجود آمده كه انقلاب مساوي است با خشونت اما معتقدم انقلاب اسلامي اين معادله را بر هم زد و نشان داد كه مي‌توان انقلاب كرد اما بدون خشونت.»

دانشگاه در ايجاد، ادامه و تقويت حركت تحول‌خواهانه همواره موثر بوده است

وي ادامه داد: «نكته سوم نقش ممتاز در حركت تحول خواهانه است و اين‌كه دانشگاه همواره كانون تغذيه حركت‌هاي اجتماعي بوده است، جريانات مختلف اجتماعي چه چپ و چه راست عمده نيروهايشان از نيروهاي جوان دانشگاهي منشا مي‌گرفت و چنانچه نيروبخش انقلاب ما نيز چه در زمان براندازي حكومت پهلوي و چه در تاسيس انقلاب دانشجويان و جوانان بودند. در جنگ تحميلي نيز كساني كه موجب سرافرازي جمهوري اسلامي شدند نسل جوان و به خصوص دانشجويان بودند كه نقش ممتازي داشتند و دانشگاه در ايجاد، ادامه و تقويت حركت تحول خواهانه همواره موثر بوده است.»

دانشگاه علي رغم همه موانع، زنــده اسـت

رييس جمهور سابق كشورمان هم چنين گفت: «نكته چهارم اين‌كه دانشگاه سدشكن، فروريزنده ديوار ترس و هراس در جوامع استبداد زده است. نمونه آن سه ستاره درخشاني بودند كه در ‌16 آذر ‌1332 پس از استيلاي فضاي كودتا، ترس، خفقان، كشتار، دستگيري و شكنجه كه بر جامعه ما حاكم شده بود درخشيدند.امروز نيز دانشگاه زنده است و علي‌رغم همه موانع زنده است. امروز نبض زندگي اجتماعي در دانشگاه مي‌تپد هر چند گاهي تند مي‌تپد و به قلب جامعه فشار مي‌آورد اما اين نشانه زندگي است.»

بعضي‌ها دانشگاه را سرد و مرده مي‌دانند اما اين محال است

خاتمي با بيان اين‌كه بعضي‌ها دانشگاه را سرد و مرده مي‌دانند اما اين محال است، ادامه داد: «بعضي ديگر مي‌كوشند پشت سر دانشگاه و وجاهت آن پنهان شوند تا هزينه‌هاي سنگيني به دانشگاه وارد شود البته آن وضع ناگوار با انقلاب دگرگون شد. انقلاب ما انقلاب ديني در محتوا، شكل با رهبري حضرت امام (ره) بود، ديني كه انقلاب مطرح كرد به خواست تاريخي مردم پاسخ گو بود و ناظر بر تحول در جهت اين خواست و اين چنين دانشگاه همه را برگرفت.»

هر جنبشي كه بخواهد، تداوم داشته باشد بايد با جنبش‌هاي اجتماعي همسو باشد

وي افزود: «سوال اين است آيا جنبشي به نام جنبش دانشجويي داريم يا نه؟ من نمي‌خواهم به اين سوال پاسخ دهم. اما مي‌گويم هر جنبشي كه بخواهد وجود و تداوم داشته باشد بايد با جنبش‌هاي اجتماعي همسو باشد كه هميشه وجود دارد اما گاه تند و گاه كند و جنبش عبارت است از حركت از وضع موجود به وضع مطلوب. جنبش اجتماعي مردم ايران در ‌5/ 1 قرن اخير چگونه بوده و از كدام وضع مي‌خواهد به كدام وضع برسد؟ معتقدم بزرگترين درد اجتماعي ما در دوره اخير سه درد است يكي استبداد، ديگري وابستگي و سوم عقب ماندگي و حاصل آن محروميت مادي، اقتصادي، فرهنگي و عقب ماندگي جامعه. احساس تحريم شدگي از جامعه است. ملت ما ‌150سال است كه مي‌خواهد از قيد استبداد، وابستگي، اسارت و عقب ماندگي رهايي يابد. جنبش، حركت از اين وضع موجود است به وضع مطلوب و عبارت است از استقلال، آزادي و پيشرفت.»

حيات جنبش دانشجويي به نقد است و نقد است و نقد

دين‌ستيزان و سنت‌پرستان، دين و آزادي را با هم سازگار نمي‌دانند

خاتمي در ادامه اظهاراتش با طرح اين سوال كه كدام انديشه مي‌تواند راهنماي جنبش دانشجويي و تقويت‌كننده‌ و پيروزكننده‌ي آن باشد؟ گفت: «انديشه‌اي كه با خواست تاريخي ملت ايران، آشنا و با هويت تاريخي ملت ايران همراه باشد، مي‌تواند راهنماي اين جنبش باشد.»

وي با يادآوري اين‌كه جامعه‌ي ما هويت ديني دارد، اظهار داشت: «اگر بخواهيم به آزادي، استقلال و پيشرفت برسيم اين حركت بايد مبتني بر دين باشد زيرا در غير اين صورت يا پديد نمي‌آيد يا در صورت پديد آمدن ادامه نخواهد يافت.»

سنت‌پرستان مخالف ترقي و تحول هستند

خاتمي در ادامه سنت‌پرستان را مخالف ترقي و تحول معرفي كرد و ديني را كه آن‌ها عرضه مي‌كنند را پاسخگوي نيازهاي جنبش دانشجويي ندانست.

هيچ جنبشي بدون ارتباط با متن جامعه به نتيجه نمي‌رسد

وي در عين‌حال دين‌ستيزان را نيز چون با هويت تاريخي مردم آشنا نيستند از برقراري ارتباط با جامعه محروم ارزيابي كرد و يادآور شد: «هيچ جنبشي بدون ارتباط با متن جامعه به نتيجه نمي‌رسد.»

رييس‌جمهور سابق كشورمان، يكي از شگفتي‌هاي انقلاب اسلامي ايران را اين دانست كه دين‌ستيزان و سنت‌پرستان هر دو در اين نقطه مشترك شدند كه دين و آزادي با هم سازگار نيستند.

خاتمي هم‌چنين با اشاره به مطالب عنوان‌شده در جلسه كه به نام وي در كنار افرادي چون مصدق، طالقاني، بازرگان و… آورده شد، اظهار داشت: «به عنوان يك روحاني كوچك كه نام من را در كنار نام اين فرهيختگان و شخصيت‌هاي بلند آورديد اعلام مي‌كنم، من فرد كوچكي از درياي عظيم ملت ايران هستم و به عنوان يك روحاني به دين‌داري خود افتخار مي‌كنم.»

وي اضافه كرد: «به عنوان يك انسان كوچك كه دلبسته‌ي اسلام و خواهان عزت اين ملت بزرگوارم مي‌گويم اگر بتوانيم آزادي را نهادينه و استقلال را دور از عوام‌زدگي پايدار كنيم و اگر بتوانيم پيشرفت مادي و معنوي براي همه‌ي افراد، اقوام و گروه‌ها و صنوف فراهم آوريم از جمهوري اسلامي دفاع كرده‌ايم.»

خاتمي با بيان اين‌كه حركتي اصلاحي كه مورد خواست ملت ايران است و مي‌تواند تداوم يابد از اين اصول پيروي مي‌كند به بيان توصيه‌هايي خطاب به جنبش دانشجويي پرداخت و با طرح اين سوال كه چرا بايد به قانون اساسي تكيه كنيم، اظهار داشت: «در جهان كنوني نظام بدون قانون اساسي در جامعه ايجاد نمي‌شود.»

وي با يادآوري جايگاه قانون اساسي كه حقوق ملت و حدود قدرت را تعريف مي‌كند، به ويژگي‌هاي قانون اساسي كشورمان كه برخاسته از خواست ملت در زمينه‌ي آزادي، استقلال و پيشرفت است اشاره كرد و اصول مندرج در آن را تثبت‌كننده‌ي يك جامعه‌ي مردم‌سالار و دموكراتيك دانست.

خاتمي كه اصول قانون اساسي را در عين منطبق بودن با موازين شرعي تضمين‌كننده‌ي دموكراسي در جامعه مي‌دانست به برشمردن بخش‌هايي از اين قانون در زمينه‌ي تأمين حقوق برابر براي همه‌ي اقوام، تضمين آزادي بيان، آزادي تشكل‌ها و اجتماعات و فعاليت، درمان درد تاريخي ملت در زمينه‌ي استعمار و استبدادزدگي پرداخت.

وي هم‌چنين خاطرنشان كرد: «البته اين قانون مطلق نيست. در اين قانون سازوكارهاي تغيير آن نيز پيش‌بيني شده كه در اين‌جا بايد خاطرنشان كنم كه اين قانون اساسي كشورمان ظرف يك بار مصرف هم نيست. جامعه هزينه‌ي بسيار سنگيني در انقلاب پرداخته كه صاحب نظامي مستقل شود و قانون اساسي نيز ناظر به اين مسأله است.»

رييس‌جمهور سابق كشورمان در ادامه‌ي اظهاراتش به بازخواني اختلافاتش با كساني كه در دوران رياست جمهوري‌اش سخن از عبور از قانون اساسي را به ميان آوردند پرداخت.

وي با تأكيد بر ديدگاه‌هايش در زمينه‌ي جلوگيري از اين‌كه هركس بر اساس بينش خود به برداشت از قانون نپردازد، به تبيين ديدگاهش در زمينه‌ي مردم‌سالاري به عنوان يكي از نيازهاي زمان و گفتمان غيرقابل تغيير در شرق و غرب پرداخت و از نهادهاي اجتماعي و تشكل‌ها به عنوان يكي از عواملي كه مردم‌سالاري را محقق مي‌كند، نام برد.

مخالفان حركت‌هاي سياسي شناسنامه‌دار مخالف بديهي مردم‌سالاري‌اند

خاتمي در ادامه خاطرنشان كرد: «هركسي مخالف تشكل و حركت‌هاي سياسي شناسنامه‌دار و داراي انديشه كه در چارچوب قانون اساسي كار مي‌كنند است مخالف بديهي مردم‌سالاري محسوب مي‌شود حالا هر شعاري كه مي‌خواهد، بدهد.»

عدالت اقتصادي را در اقتصاد صدقه‌اي خلاصه كردن تخريب معناي عدالت است

رييس‌جمهور سابق كشورمان در ادامه با تاكيد بر عدالت، آن را كه به عنوان بزرگترين پيام و آموزش پيامبران خدا و بزرگترين اصلي دانست كه همه مصلحان آن را اعلام كرده‌اند و بايد آشكار باشد، اظهار داشت:« نبايد ظاهرپرست بود؛ عدالت را در عدالت اقتصادي خلاصه كردن كه متاسفانه ناشي از چپ‌زدگي همه ماست و نيز اين‌كه عدالت اقتصادي را در اقتصاد صدقه‌اي، خلاصه كردن تخريب معناي عدالت است. چنين عدالتي است كه انبان ملت را كه بايد صرف قدرتمند و ثروتمند شدن و آنگاه توزيع عادلانه ثروت شود را خالي كرده و فقر را توزيع مي‌كند و طبيعي است كه همه مردم حق دارند از زندگي اقتصادي مطمئن و غير محروم برخوردار باشند.»

ملت ايران ملت بزرگي است و نبايد در دنيا خوار و عقب‌مانده باشد

وي تاكيد كرد: «بايد شعار عدالت اقتصادي بدهيم و خواستار رفع محروميت و تبعيض باشيم اما حق مهم‌تر حق حاكميت انسان بر سرنوشت خويش است. دفاع از حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش در كنار عدالت، اقتصاد يعني اصلاحاتي كه مردم مي‌خواهند. اين ملت، ملت بزرگي است و نبايد در دنيا خوار و عقب مانده باشد، اعتلاي جايگاه ايران فرصتي براي رفع تبعيض‌هاست.»

خاتمي در ادامه بر لزوم توجه به خلا دنياي مدرن يعني معنويت كه مي‌توانيم برخورداري مادي را در كنار آن داشته باشيم تاكيد كرد.

حيات جنبش دانشجويي به نقد است و نقد است و نقد

وي در پايان سخنراني خود با بيان اين‌كه اگر جنبش دانشجويي، همراه با خواست جامعه ايران و متناسب با هويت تاريخي او در جهت قانون اساسي باشد، جنبشي پايدار است، تصريح كرد: «در همه حال حيات جنبش دانشجويي به نقد است و نقد است و نقد است اما اين نقد بر پايه تفكر، حس مسووليت شناسي و پايبندي به مصالح ملي و تماميت ارضي كشور است.»

در ادامه اين مراسم، خاتمي به پرسش‌هاي دانشجويان پاسخ گفت.

خاتمي در پاسخ به پرسشي مبني بر اين‌كه چرا هنوز خيلي‌ها مي‌گويند دانشگاه ما اسلامي نيست؟ ضمن رد اين موضوع گفت: «اما متاسفانه اين افراد چاقويشان برنده‌تر است.»

وي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اين‌كه « با توجه به اين‌كه عده‌اي در اين دو سال، ‌16 سال گذشته را خيانت مي‌دانند، ما بايد كدام را يك باور كنيم؟» گفت: «البته گفت‌وگو درباره عملكرد ‌16 ساله و تجزيه و تحليل وضع كنوني در مجال اين جلسه نيست، بلكه بايد ميزگردهايي تشكيل شود با حضور كساني كه امروز متصدي هستند و كساني كه ديروز در دولت گذشته متصدي بودند. من از ‌8 سال خودم مي‌گويم در عين اين كه معتقدم در ‌8 سال سازندگي نيز كارهاي بزرگي انجام شد.»

وي گفت: «معتقدم در اين ‌8 سال بر معيارهايي تكيه كرديم و امروز هم مي‌كنيم و آن آزادي بيان، آزادي تشكل‌ها و آزادي مطبوعات است كه علي‌رغم تمام موانع، فضايي كه ايجاد شده و سخت‌گيري‌ها، هنوز هم اين فضا ادامه دارد. ما در قانون بودجه براي مطبوعات و احزاب رديف داشتيم، هر چند كه كم بود، اما به هر حال هم از گروه‌هاي راست و هم گروه‌هاي چپ از آن استفاده مي‌كردند.»

خاتمي هم‌چنين به شعار مردم‌سالاري و بيان اين‌كه اين شعار بعدها غالب شد اشاره كرد و با بيان اين‌كه تعبير وي « مردم‌سالاري سازگار با دين» است، افزود: «اين شعار شعاري بود كه جا افتاد و نيز بسياري از كارها قانوني شد، يعني علاوه بر اين‌كه با حركت و جريان وحشتناك قتل‌هاي زنجيره‌اي برخورد شد، ديگر اين جريان امكان پا گرفتن ندارد.»

وي ادامه داد: «در زماني كه من روي كار آمدم معدل مديران مياني از زنان حدود ‌3 درصد بود و وقتي دولت را ترك كردم به ‌16 درصد رسيد، البته هنوز حق زنان ادا نشده است؛ اما از سه به ‌16 رسيد و اين نشان‌دهنده جهت‌گيري‌اي بود كه انجام شد. از نظر اقتصادي به طور متوسط درآمد نفتي‌ ما – كه متاسفانه بزرگترين پشتوانه مالي دولت است و بودجه ما عمدتا با آن بسته مي‌شود و اين نشانه بيماري اقتصاد ماست- حدود ‌22 دلار در هر بشكه بود كه در سال حدود ‌22 يا ‌23 ميليارد دلار بسته مي‌شد و در هشت سال بودجه براساس نفت حدود ‌180 ميليارد دلار بود، علاوه بر خشك‌سالي كه اتفاق افتاد در دوره دوم رياست‌جمهوري من نفت به بشكه‌اي زير ده دلار هم رسيد كه اين برابر با ‌3 ميليارد دلار از درآمد نفتي بود.»

خاتمي افزود: «در زماني كه من آمدم زنده‌ياد دكتر نوربخش مي‌گفت با وجود آن كه آقاي هاشمي برنامه خوبي داشتند اما به دليل مسائل مختلفي كه وجود داشت، مي‌گفت براي ‌200 ميليون دلار از هر كجا از دنيا قرض خواستيم به ما قرض ندادند. وقتي من آمدم ريسك اقتصادي ‌7 درصد بود و وقتي دولت را ترك كردم ريسك اقتصادي ‌5/3 درصد شد و هيچ محدوديتي در دادن اعتبار نداشتيم. تنها در نفت و گاز متجاوز از ‌20 ميليارد دلار قرارداد بسته شد و حدود ‌11 ميليارد دلار آن سرمايه گذاري شد. وقتي من آمدم درآمد ما از توليدات پتروشيمي ‌500 ميليون دلار بود؛ اما اخيرا طبق اعلام صادرات ما از ‌3 ميليارد دلار تجاوز كرده است.»

وي با بيان اين‌كه در دوره وي طرح‌هاي مختلف اقتصادي انجام شد كه در عين حال حتما متوجه عدالت اجتماعي بوده است، گفت: «از جمله اصلاح قانون ماليات‌ها دقيقا در جهت عدالت اجتماعي و براي كمك به بخش خصوصي در جهت توليد و اشتغال بود. ايجاد وزارت رفاه و تامين اجتماعي و نيز گسترده‌شدن تامين اجتماعي از جمله كارهاي مهمي بود كه در عرصه عدالت اقتصادي انجام شد.»

به گزارش خبرنگار ايسنا، خاتمي در ادامه‌ي جلسه‌ي پرسش و پاسخ با دانشجويان حاضر در سالن دانشكده‌ي فني دانشگاه تهران در پاسخ به اين سوال كه تفسير شما از اين شعر كه مي‌گفتيد « استاده‌ام چون شمع نترسان زآتشم» در شرايط فعلي كه در آستانه‌ي انتخابات قرار داريم، چيست؟ گفت: «بايد خوشحال باشيم كه در كشوري هستيم كه هنوز اصل انتخابات وجود دارد؛ هر چند در عمل صد در صد رعايت نمي‌شود.»

وي با بيان اين‌كه انسان تا در درون جامعه است بايد براي عملي كردن خواسته‌هاي جامعه از امكانات استفاده كند از برخي سازوكارهايي كه آن را سازوكارهاي غلط در اجراي انتخابات مي‌ناميد، گله كرد و گفت: «من همواره بر برگزاري انتخابات آزاد تأكيد كرده و مي‌كنم.»

حضور گسترده‌ي مردم در انتخابات باطل‌السحر خواهد بود

رييس جمهور سابق كشورمان، برگزاري انتخابات را از آن جهت كه مردم به واسطه‌ي آن مي‌توانند نماينده‌ي خود را برگزينند، دلگرم‌كننده براي ملت دانست و گفت: «حضور گسترده‌ي مردم در انتخابات باطل‌السحر خواهد بود، در مقابل روش‌هايي كه جلوي حضور نمايندگان مطلوب مردم را مي‌گيرند.»

در انتخابات آتي كانديدا نخواهم شد

خاتمي در ادامه با خاطرنشان كردن اين مسأله كه خودم در انتخابات آتي كانديدا نخواهم شد، گفت: اما ديگران را براي شركت در انتخابات تشويق مي‌كنم تا نيروهاي سالم، معرفي و مردم در انتخاباتي سالم بتوانند نمايندگان خود را برگزينند.

رييس‌جمهور سابق كشورمان در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اين‌كه چگونه از دموكراسي مي‌توان به عدالت رسيد، دموكراسي را بالاترين مظهر عدالت خواند و گفت: «كساني كه در عرصه‌ي حيات اجتماعي، عدالت مي‌خواهند بايد از حاكميت مردم بر سرنوشت‌شان و مردمسالاري حمايت كنند. آن وقت عدالت در عرصه‌هاي مختلف ظهور مي‌يابد.»

وي هم‌چنين خاطرنشان كرد: «يكي از افتخارات جمهوري اسلامي اين است كه در مقابل مسأله‌ي انتخاب عنوان «خلافت» يا «امارت»، جمهوري اسلامي را برگزيد. عدالت در يك جامعه‌ي دموكرات و مردم‌سالار بيشتر تأمين مي‌شود.»

اصل برائت از مهمترين اصول فقهي اسلام و روش و منش پيامبر و بزرگان اسلام است

خاتمي در بخش ديگري از اظهاراتش در پاسخ به سوال دانشجويي كه نظر وي را درباره‌ي اظهارات اخير يكي از مسوولان درباره‌ي اصل برائت نامزدهاي انتخابات پرسيده بود، گفت:«اصل برائت يكي از مهمترين اصول فقهي اسلام و روش و منش پيامبر و بزرگان اسلام است و اگر بخواهيم مصاديق روشن آن را ببينيم فرمان هشت ماده‌اي حضرت امام (ره)است كه متأسفانه مورد غفلت قرار گرفته و در آن بر اصل برائت تاكيد شده است.»

وي با تأكيد بر اين‌كه مردم مي‌خواهند به كساني كه مورد توجهشان هستند رأي دهند، تصريح كرد: «چه حق داريم به جاي مردم تصميم بگيريم و كساني كه مورد تأييد مردم هستند را از آن‌جا كه صلاحيت‌شان براي شش يا ‌12 نفر احراز نشده ردصلاحيت كنيم. »

اصل بر برائت نشانه‌ي اعتماد به مردم است

خاتمي با بيان اين‌كه جرم و انحراف بايد ثابت شود نه عدم انحراف، تأكيد كرد:«پس چه قدر بايد به مردم بي‌اعتنا باشيم كه بگوييم اكثريت اشتباه مي‌كند و چهار نفر درست مي‌گويند؛ اصل بر برائت است و اصل بر برائت نشانه‌ي اعتماد به مردم است. اصل دموكراسي هم با اصل برائت مستحكم مي‌شود و من اميدوارم كه به اين مسأله در انتخابات توجه شود.»

خاتمي در بخش ديگري از اظهاراتش در پاسخ به سوال دانشجوي ديگري كه ارزيابي وي را از حضور رييس جمهور در كنفرانس شوراي همكاري خليج فارس جويا شده بود، گفت: «به نظرم سفر كار خوبي بود. بايد روابط را گسترده‌تر كنيم و از ديگران رفع نگراني كنيم. ايران كشوري است كه هيچ‌گاه نظر سوئي نسبت به ديگران نداشته و در ‌200 سال اخير هيچ‌گاه تجاوزي به ديگر كشورها نداشته و اين مسأله در دوران جمهوري اسلامي بيشتر مشاهده مي‌شود.»

حاضريم براي رفع سوءتفاهمات مذاكره كنيم

وي اضافه كرد: «مسأله‌ي جزاير سه‌گانه نيز مسأله‌ي اختلافي بوده كه از گذشته وجود داشته و هنوز هم وجود دارد و ما حاضريم براي رفع سوءتفاهمات مذاكره كنيم. دعوت از رييس جمهور براي شركت در اجلاس شوراي همكاري خليج فارس دعوت خوبي بود و خوب بود كه اجابت كردند.»

سعي كنيم به نام امنيت اجتماعي، امنيت اجتماعي از بين نرود

رييس جمهور سابق كشورمان هم‌چنين در ارزيابي نسبت به طرح امنيت اجتماعي، يادآور شد: «به نظر من هر كاري كه به امنيت اجتماعي بينجامد خوب است اما بايد سعي كنيم به نام امنيت اجتماعي، امنيت اجتماعي از بين نرود. به نظر من برخي از برخوردها، برخوردهاي نامناسبي است كه اهانت به مردان و زنان جامعه‌ي اسلامي محسوب مي‌شود.»

وي در ادامه اظهار اميدواري كرد كه با حسن نيتي كه دست‌اندركاران طرح امنيت اجتماعي دارند، تلاش‌هاي مناسبي را انجام دهند تا برخورد نامناسبي با زنان و مردان ايراني انجام نشود.

خاتمي هم‌چنين در پاسخ به سوال ديگري در اين نشست مبني بر اين‌كه آيا هر بار اصلاحات با انقلاب همراه است؟ با نفي درستي اين اظهارات، گفت: «يك نمونه نشان دهيد. اصلاحات درست كه در چارچوب موازين است مانع بروز انقلاب مي‌شود و يكي از اشتباهات رژيم طاغوت جلوگيري از اصلاحات و حركت‌هاي مردمي تداوم‌بخش حيات طبيعي جامعه بود.»

مظلوم بزرگ حادثه‌ي ‌18 تير دانشجو و دانشگاه بود

رييس‌جمهور سابق كشورمان هم‌چنين در پاسخ به سوال دانشجوي ديگري كه از وي درباره‌ي حادثه‌ي ‌18 تير سوال كرده بود، از حادثه‌ي ‌18 تير به عنوان يكي از تلخ‌ترين حوادث دوران مسووليتش نام برد و گفت: «مظلوم بزرگ اين حادثه دانشجو و دانشگاه بود. البته به دنبال حادثه‌ي دانشگاه يك سري آشوب‌هاي اجتماعي نيز ايجاد شده بود كه هيچ ربطي به دانشگاه و دانشجو نداشت و البته بايد گفت كه هيچ حكومتي اجازه نمي‌دهد چنين آشوب‌هايي شكل بگيرد.»

وي با بيان اين‌كه آن دسته از آشوب‌هاي اجتماعي با كمك نيروهاي نظامي و انتظامي به درستي و بدون اين‌كه حتي يك گلوله شليك شود پايان يافت، خاطرنشان كرد:« آن آشوب‌هاي اجتماعي ربطي به دانشجو نداشت و دانشجو و دانشگاه در اين جريان مظلوم واقع شد و در بخش استيفاي حقوق دانشجو نيز درست عمل نشد.»

وي در ادامه به گزارشي كه شوراي عالي امنيت ملي وقت كشور از حادثه‌ي ‌18 تير تهيه كرده بود و در آن بي‌گناهي جامعه‌ي دانشگاهي تأييد شده بود، برخورد با عواملي را كه باعث هتك حرمت دانشگاه شدند در حيطه‌ي وظايف قوه‌ي قضاييه معرفي كرد و بار ديگر يادآور شد: «در حادثه‌ي ‌18 تير دانشجو مظلوم بود.»

رعايت موازين ديني اصل است

بداخلاقي‌هايي را كه به نام اسلام و انقلاب مي‌شود نمي‌پذيرم

به گزارش خبرنگار ايسنا، حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي در ادامه جلسه پرسش و پاسخ با دانشجويان در دانشگاه تهران افزود: «من معتقدم اگر بخواهيم از عدالت صدقه‌اي عبور كنيم، بايد به صورت سازمان‌ نهادي، امنيت و جامعه را به لحاظ امكانات بهداشتي، معيشتي، مادي و آموزشي تامين كنيم؛ وگرنه اين مساله پيش مي‌آيد كه به آن اشاره كردم.»

وي هم‌چنين يكي از مهم‌ترين اقدامات انجام‌شده را تاسيس حساب ذخيره‌ي ارزي در دولت خود خواند و گفت: «در اين مدت حدود 10 ميليارد دلار و حدود چهار ميليارد دلار از پول نفت در اختيار بخش خصوصي قرار گرفت؛ در حالي كه از اول انقلاب همواره به مراتب كمتر از چهار ميليارد دلار بخش خصوصي استفاده كرده بود.»

خاتمي افزود: «ما براي نقاط محروم كشور از جمله خط لوله از جنوب به شمال و تعداد زيادي از پالايشگاه‌هاي پتروشيمي سرمايه‌گذاري كرديم كه خوشبختانه شهرهايي مانند ايلام، سنندج و اروميه يعني محروم‌ترين نقاط كشور امروز صاحب تشكيلات اقتصادي هستند و خود مي‌توانند مشكلات را حل كنند.»

رييس‌جمهور سابق كشورمان، هم‌چنين در پاسخ به پرسشي درباره وضعيت سياست خارجي كشور در دولت اصلاحات، گفت: «معتقدم در سياست خارجي بدون آن كه يك ذره از منافع ملي عبور كنيم، حرمت ايران را بالا برديم، اما بسياري از كمبودها را نيز داشتيم كه بخشي از آن اين بود كه نتوانستيم در برخي موارد درست تشخيص بدهيم و اجرا كنيم و بخش ديگر نيز به دليل موانعي بود كه پيش ‌روي ما وجود داشت، ولي در عين حال كه معتقدم گذشته را بايد نقد كرد، بر اين اعتقاد نيز هستم كه نفي آن بزرگ‌ترين خيانت به اين ملت است.»

وي ادامه داد: «اميدوارم دولت فعلي و دولت‌هاي آينده در زمينه‌ي اقتدار، عزت و پيشرفت كشور گام بردارند.»

خاتمي هم‌چنين در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه چه پيامي براي دانشجويان زخم‌خورده و رنج‌ديده‌اي دارد كه به فعاليت سياسي در دانشگاه علاقه‌مند هستند اما در فضايي كه بسته خوانده شد حضور دارند؟ گفت: «امكانات من در اين حد است كه فقط حرف بزنم. من به هيچ وجه برخي رفتارها را نمي‌پسندم.»

در اين زمان يكي از حضار گفت « شما در آن هشت سال ثابت كرديدعلاقه‌اي به اين گونه رفتارها نداريد» اين سخنان با عكس‌العمل برخي در جمع مواجه شد. خاتمي دانشجويان را به سكوت دعوت كرد و گفت: «اين دانشجو حرف خوبي زد. باز خدا رحم كرد كه توانست حرفش را بزند. خيلي‌ها حتي تاب شنيدن حرف زدن را هم ندارند، پس در برابر عمل چه مي‌كنند؟».

وي با اشاره به اعمال سياست تنش‌زدايي در دولتش گفت: در آن زمان گروه‌هاي خاصي كه از حرف زدن مي‌ترسند به نام اسلام، توريست‌هاي آمريكايي را مورد ضرب و شتم قرار دادند؛ يعني براي ناامن نشان دادن جامعه. بله حرف زده‌ايم و شايد نتوانسته‌ايم خيلي از آنها را عملي كنيم. از مردم عذرخواهي مي‌كنم اما بايد اول حرف زد و آن را در جامعه جا انداخت و كاري كرد كه آن حرف‌ها عملي شود.»

خاتمي ادامه داد: «اما در مورد دانشجويان زنداني همواره گفته‌ام و باز هم مي‌گويم كه اين گونه برخوردها را با دانشجويان به نفع نظام و جامعه نمي‌بينم. نبايد عقيده و بيان و حركت در چارچوب بيان عقيده، هزينه داشته باشد. اين شرط اول دموكراسي است.»

وي هم‌چنين با اشاره به يكي از دستورهاي رييس قوه قضاييه در اين باره گفت: «يكي از كارهاي خوب كه الحمدالله توسط آقاي هاشمي شاهرودي انجام شد و در همان زمان در مجلس ششم نيز به تصويب رسيد، اگر رعايت مي‌شد و بشود وضع ما بهتر از اين مي‌شد.»

خاتمي ادامه داد: «اميدوارم هم اين دانشجويان آزاد شوند و هم روزي برسد كه هيچ گرفتاري براي بيان انديشه وجود نداشته باشد، از اين رو مي‌گويم كسي نبايد براي بيان انديشه دستگير شود، اگر هم شد چون ما كه نمي‌دانيم، اگر مجرم بود، بايد طبق موازين قانوني با وي برخورد شود و هيچ كس حق بي‌احترامي و فشارآوردن نابجا به او را ندارد. بايد پس از 24 ساعت يا 48 ساعت تفهيم اتهام و آزاد شود و طبق ضوابط قانوني با او برخورد شود. اگر نشود بايد از كساني كه اين كارها را مي‌كنند بازخواست كرد.»

خاتمي گفت: «ما بايد هوشيار باشيم و منافع و امنيت نظام را در نظر داشته باشيم و ان‌شاءالله همه با هم بتوانيم به اعتلاي بيشتر جامعه كمك كنيم.»

به گزارش ايسنا، در ادامه يكي از دانشجويان دختر حاضر در جمع گفت: «ما دختراني كه حجاب داريم و چادر سرمان مي‌كنيم مورد بي‌احترامي قرار مي‌گيريم و امنيت نداريم.»

خاتمي گفت: «رعايت موازين ديني اصل است و هر كس به آن اهانت كند محكوم است. ما مخلص شما خانم‌هاي محجبه و چادري هستيم.»

رييس‌جمهور سابق كشورمان، به پرسش ديگري درباره وضعيت بين‌المللي كشور گفت: «به هر حال من معتقدم وضعيت ما خيلي خوب نيست؛ اما اين امر به اين معنا نيست كه ما بايد از ارزش‌هايمان دست برداريم. خواهران و برادران! بسياري از دستاوردهاي هسته‌يي حاصل تلاش دولت قبل است. دولت فعلي هم البته تلاش‌هايي مي‌كند اما ما تلاش‌مان اين بود كه به شوراي امنيت نرويم نه اين كه از حق‌مان بگذريم.»

خاتمي ادامه داد: «در سال 82 اولين دفعه در قطعنامه‌ي شوراي حكام علاوه بر اصل NPT كه استفاده از تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي را حق هر كشوري مي‌داند، آمد كه ايران حق استفاده از تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌يي را ندارد؛ البته خوشبختانه هنوز اين حق را از ما نگرفته‌اند، بنابراين اين جور نيست كه در سال‌هاي قبل از حق ايران گذشته مي‌شد و امروز دفاع مي‌شود. ما حتي يك گام هم عقب ننشستيم و در هر دو دوره چه اين دوره و چه دوره‌ي گذشته از اين حق استفاده مي‌شد.»

وي افزود: «ما نبايد دنيا را تحريم كنيم، بايد بايستيم، نبايد از تهديد استقبال كنيم. در عين حال نبايد بگذاريم حرمت‌ها از دست برود. حتما اين دولت هم اين كار را مي‌كند و ما از هيچ يك از حقوق ملت دست برنداشته و نمي‌داريم.»

رييس‌جمهور سابق كشورمان، هم‌چنين در پاسخ به پرسشي درباره پرونده‌ي موسويان و اين كه آيا برخي اظهارنظرها دخالت در قوه‌ي قضاييه هست يا نه؟ گفت: «البته هر كسي در اظهارنظر آزاد است و من نمي‌خواهم وارد اين مقوله شوم؛ اما آقاي موسويان يكي از ديپلمات‌هاي جدي و تلاشگر جامعه‌ي ماست و بسيار متاسفم كه قبل از هر دادگاهي ايشان را محاكمه كردند.»

در اين لحظه يكي از دانشجويان درباره سيروس ناصري نيز پرسيد كه خاتمي گفت: «ايشان نيز يكي ديگر از ديپلمات‌هاي خوب كشورمان بودند. اگر مسئله به دادن آدرس خيانت‌كاران باشد كه آدرس آنها را بدهيم، داريم، اما به شما نمي‌دهيم.»

وي ادامه داد: «من بداخلاقي را كه به نام اسلام و انقلاب مي‌شود نمي‌پذيرم و اينجور متهم كردن و آبرو بردن را قبول ندارم. به نظر من بازجو و بازپرس آقاي موسويان نظرش درست است و ما بايد بگذاريم مراحل قانوني خود را طي كند. آقاي ظريف، آقاي ناصري و آقاي موسويان از كساني بودند كه براي كشور تلاش كردند و من نه ادعا مي‌كنم كه همه‌ي برنامه‌هاي ما بي‌عيب بوده و نه اين كه مي‌گويم امروز عيب دارد. بگذاريم مصلحت نظام تامين شود.»

خاتمي در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه آيا زير پا گذاشتن بايدها و نبايدهاي ديني به نظر شما كه در مقام روحانيت هستيد جزء اصلاحات است، گفت: «ابدا. اين اصلاحاتي كه من مي‌گويم آن چيزي است كه حضرت امام (ره) نيز بيان كردند. هر كس بايدها و نبايدهاي ديني را زير پا بگذارد از اسلام جداست؛ اما چه كسي مي‌تواند تشخيص دهد و رسالت دولت‌ها چيست؟ دولت‌ها بايد تامين‌كننده‌ي آزادي، عدالت و پيشرفت مردم باشند و اين بهترين خدمت به اسلام است.»

رييس‌جمهور سابق كشورمان، هم‌چنين در پاسخ به پرسشي درباره‌ي تفسيرهاي مختلف از اصول قانون اساسي، گفت: «هر كس آزاد است از قانون اساسي برداشت خود را داشته باشد اما برداشت برخلاف ساير اصول و روح قانون اساسي حتي اگر از سوي شوراي نگهبان باشد، پذيرفته شده نيست. حتي در برخي موارد دوستان تفاسيري دارند كه با روح قانون اساسي مطابقت ندارد؛ اما به هر حال بايد از نظر شوراي نگهبان تبعيت كنيم و ان‌شاءالله با كارهايي كه انجام مي‌شود شاهد تفاسيري نخواهيم بود كه مطابق روح قانون اساسي نباشد.»

ايسنا از افتخارات جمهوري اسلامي و دانشجويان است

وي در پايان در پاسخ به پرسشي مبني بر اين كه با توجه به روز دانشجو نظرتان راجع به تغييراتي كه در خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اعمال شده و تغيير مديريت‌هاي پياپي اين رسانه چيست گفت: «من پيام خود را به ايسنا دادم. ايسنا از افتخارات جمهوري اسلامي و دانشجويان است و توانست با رعايت مصلحت نظام به عنوان يك رسانه‌ي مستقل و آزادانديش عمل كند و يكي از كارهاي بزرگي كه خدا را شكر مي‌كنم شما دانشجويان در دوره‌ي من انجام داديد، تاسيس ايسنا بود. ايسنا بايد مستقل و آزاد باشد و تحت تاثير جريان‌هاي مختلف نباشد. تغيير مدير اشكالي ندارد اگر در جهت بهبود، آزادي و استقلال بيشتر اين جريان باشد؛ اما اگر در اين جهت نباشد اصلا خوب نيست. فقط مي‌گويم آقايان فاتح، نادعلي‌زاده و حسن‌زاده از افراد قابل احترام كشور ما بوده و هست

تكرار قتل هاي زنجيره أي؟

دسامبر 12, 2007

منبع: روز آنلاين
عيسي سحرخيز
در پي تشديد شايعاتي در مورد تشكيل و فعال شدن “جوخه هاي ترور” طي سه چهار ماه گذشته، اين جريان به ‏اصطلاح اسلامي كه نام “حزب الله” بر خود نهاده است، فعاليت هاي خود را با ارسال نامه هاي تهديدآميز ‏براي فعالان سياسي، مطبوعاتي و كنشگران جامعه مدني وارد فاز جديدي كرده است.‏
شايعات گذشته عمدتا بر اين نكته تاكيد داشت كه هدف تشكيل و بازسازي “جوخه هاي ترور” برخورد با ‏جمعي از اصلاح طلباني است که به عنوان تندرو به افكار عمومي معرفي مي شوند. اما نامه هاي ارسالي كه ‏با نام و عنوان هاي به ظاهر اسلامي به ايميل شخصي فعالان سياسي، مطبوعاتي و كنشگران جامعه مدني ‏فرستاده شده است، بيانگر گستردگي و برنامه ريزي اين حركت خطرناك جديد است كه آثار و پيامدهاي آن مي ‏تواند دامن نظام جمهوري اسلامي ايران را بگيرد.‏
اين نامه پراكني هاي الكترونيكي، آن هم همزمان با نهمين سالگرد شهادت قربانيان قتل هاي زنجيره اي، چون ‏شريف، مختاري، پوينده و… مي تواند هشداري باشد به مقام ها و مسئولان امنيتي در جلوگيري از شكل گيري ‏مجدد باندهايي چون محفل ترور سعيد امامي، و همچنين چشم انداز خطري باشد براي كشور و نظام.‏
دركنار اين گروه از قتل ها، حوادث ديگري اتفاق افتاد كه به نوبه ي خود فراموش شدني نيست و هنوز به هر ‏محفلي كه وارد مي شويم، با شهيد زنده ي آن روبرو مي شويم و صد البته شرمنده از وقوع آن در سرزمين ‏ايران. فراموش نكرده ايم كه هشت سال پيش در فضايي انتخاباتي، سعيد حجاريان مشاور رئيس جمهور وقت ‏و عضو شوراي شهر تهران توسط يک تيم موتور سوار مورد سوء قصد مسلحانه قرار گرفت و چند ماه پس ‏از آن يکي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم دچار يک سانحه ي رانندگي شد که در محافل سياسي ‏مشکوک به يک اقدام برنامه ريزي شده براي حذف فيزيکي او تلقي گرديد.‏

محفل جديد االتاسيس كه خود را “گروه شهادت” مي نامد و وظيفه ي برخورد با افراد “مرتد”، و در دامنه اي ‏گسترده تر”ضد دين، ضد اسلام و ضد حكومت”، را تعيين كرده و تاكيد دارد كه “دستگير شدن و اعدام شدن ‏هم اصلا براي برادران ما مهم نيست، چرا كه شهادت پايان نيست، آغاز است”. ‏
به نظر مي رسد اين جمع كه فعاليت خود را ابتدا با شايعه سازي در مورد بازسازي و فعال شدن “جوخه هاي ‏مرگ” شروع كرد، اكنون به مرحله ي ارسال نامه هاي تهديد آميز و دادن “اخطار” رسمي رسيده است. ‏ارسال كنندگان نامه ادعا دارند كه ما با ” 313 نفر شهادت طلب آماده ي اجراي فرامين شرع مقدس و ‏مولايمان هستيم”.‏
به عنوان نمونه، در يكي از اين نامه ها كه به امضاي فردي به نام مستعار “كميل ابوعمار” براي يكي از ‏فعالان جنبش زنان فرستاده شده، تاكيد شده است:…. شما به عنوان يكي از سپردگان گسترش و نشر فكر ضد ‏ديني و ضد نظامي و ضد اسلامي در آستانه ي قرار گرفتن در ليست ارتداد قرار داريد. البته احتمالا از كشته ‏شدن در اين راه هم افتخار مي كنيد و يا اينكه احساس مي كنيد موفق عمل كرده ايد كه خشم حزب الله را در ‏آورده ايد.”‏
از آنجائي كه اين خطر وجود دارد كه اين جريان خودسر كه ظاهرا مشروعيت ديني براي اقدام عملي براي ‏خود قائل است و صراحتا اعلام مي كند كه ” قطعا و يقينا پاك كردن ايران از وجود عناصر ضد دين و منافق ‏و مرتد از وظايف كاملا شرعي با واجب اين گروه مي باشد”، در آينده نزديك وارد فاز عملي شود و دست به ‏كارهاي خطرناك بزند- حتي با فرض محدود بودن فعاليت هاي آن، و يا تقليل خطر به “ايجاد فضاي رعب و ‏وحشت”- نبايد به راحتي از كنار اين ماجرا گذشت.‏
تاريخ ايران انباشته است، از تشكيل و اقدام چنين گروه هايي، و رفتار و كرداري به ظاهر “مشروع و ‏مقبول”، اما “احساساتي و خطرساز” كه آثار و پيامدهايش دامن كل ملت ايران ايران را گرفته و خشك و تر را ‏با هم سوزانده است. نمونه ي عملي آن را مي توان در ترورهاي كور گروهك منافقين ديد، كشتن جنايتكارانه ‏ي مردم كوچه و بازار، يا ترور شخصيت هاي سياسي و مذهبي و از جمله منفجر كردن محل عبادت مردم و ‏مراكز برگزاري نمازهاي جماعت و كشتن امامان جمعه؛ از جمله به شهادت رساندن آيت الله دستغيب در چنين ‏روزي، كه خود نمونه ي عملي و عيني اين چنين تفكرهاي آلوده و گاه حتي به دست قربانياني ناآگاه است. ‏
در اين شرايط خطير كشور، اكنون خطر تنها وقوع جنگ نيست، ترور و خشونت نيز روي ديگر اين سكه ي ‏خون آلود است. بايد از هر دو احتراز كرد و گريخت، مگر نه اين است كه كشته شدن يك فرد، مرگ كل انسان ‏ها و انسانيت است! ‏

اعتراض 550 فعال حقوق زنان

دسامبر 9, 2007

اعتراض 550 فعال حقوق زنان به لایحه حمایت از حقوق خانواده در نامه سرگشاده به نمایندگان زن مجلس
منبع: ادوارنيوز

جمعی از فعالان حقوق زنان در نامه ای خطاب به نمایندگان زن مجلس شورای اسلامی اعتراض خود را نسبت به لایحه ای که با عنوان حمایت از خانواده از سوی دولت به مجلس ارسال شده است،اعلام کرده اند .این مدافعان حقوق برابر نوشته اند که نگران عواقب وخیم تصویب قوانینی هستند که بر زندگی میلیون ها زن ایرانی تاثیرات ناخوشایندی می گذارد.به اعتقاد آنها سرنخ بازی نا بخردانه ای که می کوشد این قوانین ناعادلانه را برضد زنان تصویب کند ، در تحلیل نهایی به دست عده قلیلی از مردان صاحب ثروت های بیکران قرار دارد که با تکیه بر قدرت عظیم مالی شان، مصمم اند که بدون کمترین دغدغه، به ازدواج های مکرر در مکرر، بپردازند به همین دلیل هم تمام سعی شان، جلوگیری از همدلی گروه های مختلف زنان است که هریک با سلیقه و نگاه دلسوزانه و مستقل خویش، خواهان بهبود شرایط زنانی هستند که بر اثر قوانین نابخردانه در خانواده های بی ثبات خود هر روز مورد خشونت قرار می گیرند.

متن کامل این بیانیه و فهرست امضا کنندگان به این شرح است:

زنان محترم نماینده در مجلس شورای اسلامی

مدتی است که دولت نهم، «لایحه حمایت از خانواده» را به مجلس شورای اسلامی تقدیم کرده است. بسیاری از زنانی که دغدغه حل مشکلات زنان را دارند نسبت به اغلب مفاد این لایحه معترض هستند. تمامی کسانی که دلسوزانه در مورد تبعات منفی این لایحه صحبت کرده و قلم زده اند، نگران عواقب وخیم تصویب قوانینی هستند که بر زندگی میلیون ها زن ایرانی تاثیرات ناخوشایندی می گذارد. همه آنان مانند شما برای سرنوشت ایران و نیمی از جمعیت آن یعنی زنان نگرانند و می خواهند مشکلات انبوه خانواده ها و زنانی که در وضعیت بی ثبات گرفتار شده اند تاحد امکان کاهش یابد و اگر به این لایحه حساسیت بیشتری دارند به واسطه آن است که متاسفانه بحث در مورد این لایحه از چارچوب حقوقی بیرون رفته و به بازی های جناحی و سیاسی تقلیل یافته است بدون آن که شرایط میلیون ها خانواده که از تاثیر مخرب تصویب آن، رنج خواهند برد در نظر گرفته شود.
در شرایط کنونی با توجه به فشارهای مختلفی که وجود دارد نیاز به همدلی بیشتر داریم ، اما متاسفانه عده قلیلی که همه مسائل اجتماعی و فرهنگی را امنیتی و مشکوک و تقابلی می بینند ، گویی دائم درحال ایجاد جنگ و دعوا و تفرقه هستند و یک مسئله قابل حل یعنی اصلاح لایحه خانواده را که می تواند در محیطی آرام و همدلانه به راحتی صورت گیرد ، به یک درگیری نابخردانه و «صف بندی» های غیرواقعی تبدیل کرده اند و متاسفانه سعی می کنند نه فقط کسانی را که دلسوزانه و مسئولانه نسبت به این لایحه اظهارنظر کرده و معترض هستند، با تحمیل فشارهای مختلف و غیرقانونی (از جمله احضار به دادگاه، پرونده سازی، بازداشت و تعیین وثیقه های سنگین، اتهامات واهی و حتا ورود غیرقانونی به خانه ها و مداخله در زندگی خصوصی زنان) به سمت تقابل با نهادهای قانونگذاری و قضایی که قرار است این قوانین را تصویب کنند بکشانند، بلکه درصددند با دامن زدن به جو امنیتی و ایجاد تضاد میان طیف های مختلف فکری زنان کشور، بررسی دقیق و منطقی لایحه را به مسئله «برد و باخت» سیاسی و درگیری میان زنان «خودی» و «غیرخودی» تقلیل دهند.
از این رو سعی می کنند با بازداشت و نسبت دادن اتهامات واهی به دختران جوانی که عمدتا پس از انقلاب به دنیا آمده و رشد کرده اند ، کینه را در میان نسل جوان جنبش زنان، نسبت به شماهایی که مسئولیتی مشخص دارید ایجاد کنند تا به این وسیله، با ایجاد تفرقه و بدگمانی بین زنانی که لااقل در ایجاد وضعیت بهتر زنان در نهاد خانواده، منافعی مشترک دارند، به منافع شخصی خود برسند. این درحالی است که شما هم اگر در خلوت تنهایی به وجدان خود رجوع کنید می بینید که نه فقط این دختران و زنان جوانی که بازداشت می شوند، به این لایحه معترض اند، بلکه دختران خود شما نیز در زندگی شخصی خود هرگز قبول نمی کنند که شوهران شان هوو بر سرشان بیاورند.. مخالفت با تعدد زوجات به زندگی شخصی همه ما زنان ایرانی گره خورده است.
هم شما و هم ما امضاء کنندگان این نامه سرگشاده، می دانیم که مشکلات بسیاری در نظام حقوقی کشور در زمینه حقوق و جایگاه زنان، وجود دارد که زندگی بسیاری از آنان را با بن بست ها و مشکلات جدی و خانمانسوز مواجه کرده است، چه اگر چنین نبود اساسا قوه قضائیه درصدد تنظیم لایحه برای تخفیف این مشکلات برنمی آمد. اما لایحه ای که قوه قضائیه ارائه کرده بود با تحمیل عجولانه چند ماده، به ضد خود یعنی به ضد خانواده تبدیل شد.
بنابراین به نظر می رسد قوه قضائیه که در دادگاه ها به طور ملموس و مستقیم درگیر پرونده های بسیار است و نیز شما نمایندگان زن مجلس که لااقل در طول نمایندگی خود موکلان و مراجعان دردمند بسیاری داشته اید که قوانین موجود برایشان مشکل آفریده اند، و بالاخره ما فعالان زن که سالهاست هر امکان کوچک مالی، جانی و قلمی خود را برای رفع مشکلات زنان کشورمان به خدمت گرفته ایم ،همگی می خواهیم قانون فعلی خانواده با توجه به انبوه مشکلات موجود زنان ، اصلاح شود، اما در این میان به یکباره عده قلیلی از مردان سیاست، موضوعی به این روشنی و سادگی را به یک مسئله جنجالی سیاسی و امنیتی تبدیل کرده اند. در واقع آن را به دستاویز تقابل و «برد و باخت» گروه خود و نیز علیه فعالان زن، مبدل ساخته اند، به جای آن که صادقانه به دنبال اتحاد و همدلی برای رفع مشکلات خواهران هموطن خود باشند.
مسئولان می توانند دلسوزی های پراکنده و نامنسجم مدافعان حقوق برابر را در جهتی مثبت برای سربلندی کشور تبدیل کنند و با یاری رساندن به احقاق حقوق نیمی از جمعیت کشور (زنان) و تامین کرامت و عزت و شان شهروندی آنان شادابی و امید و اطمینان را به خانواده های ایرانی بازگردانند.
به نظر می رسد سرنخ این بازی نابخردانه ، در تحلیل نهایی به دست عده قلیلی از مردان صاحب ثروت های بیکران قرار دارد که با تکیه بر قدرت عظیم مالی شان، مصمم اند که بدون کمترین دغدغه، به ازدواج های مکرر در مکرر، بپردازند به همین دلیل هم تمام سعی شان، جلوگیری از همدلی گروه های مختلف زنان است که هریک با سلیقه و نگاه دلسوزانه و مستقل خویش، خواهان بهبود شرایط زنانی هستند که بر اثر قوانین نابخردانه در خانواده های بی ثبات خود هر روز مورد خشونت قرار می گیرند.
تاریخ و وجدان حق جویانه به ما می گوید وارد درگیری هایی که ربطی به جامعه زنان ندارد نشویم و به فکر میلیون ها زن و دختری باشیم که بعدها از تصمیم ها و مصوبات ما رنج خواهند دید. از این رو پیشنهاد می کنیم که شما از قدرت نمایندگی تان بهره بگیرید و در کنار یکدیگر و به همراه ارائه دهندگان اولیه این لایحه (یعنی کمیسیون زنان قوه قضائیه) و نیز نمایندگانی از زنان پیشین مجلس، جلسات هفتگی بحث و گفتگو در حضور افکار عمومی زنان (در یکی از شبکه های صدا و سیما) برگزار کنیم و به طرح مشکلاتی که برخی از مفاد این لایحه به وجود می آورد بپردازیم و به این طریق به قوانینی که واقعا به نفع ثبات میلیون ها خانواده ایرانی است دست یابیم.
هر کدام از ما و شما، نماینده بخشی از زنان کشورمان هستیم. شما نماینده مجلس، و زنان قوه قضائیه نماینده بخشی دیگر و ما نیز، نماینده بخشی دیگر از زنان این سرزمین هستیم. ایران متعلق به همه ماست و همه ما فارغ از دغدغه های فکری خود، می توانیم به رسالت اصلی خود که همانا بهبود و ارتقاء زندگی زنان است بیندیشیم و تصمیمی اتخاذ کنیم که در آینده شرمنده فرزندان مان نباشیم.
اگر صدا و سیما که مدعی یک «رسانه ملی» است قرار نیست در انحصار عده ای باشد، اکنون ما گروه هایی از زنان مملکت درباره لایحه ای که به زندگی تک تک ما زنان ارتباط پیدا می کند، می خواهیم گفتگو کنیم لذا از مسئولان صدا و سیما می خواهیم تا در شرایطی که موضوع زنان به این مرحله از حساسیت رسیده است عرصه ای را آماده کنند تا نمایندگانی از ما امضاء کنندگان این نامه به همراه نمایندگان زن مجلس و نمایندگانی از زنان و مسئولان کمیسیون زنان قوه قضائیه در محیطی آرام در این رسانه با مردم و افکار عمومی صحبت کنند. با امید به پاسخگویی هرچه سریعتر شما.
رونوشت :

- صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
- قوه قضاییه

امضاء کنندگان:
آتوسا جعفری
اسیه امینی
آذر اسدی
آذر جزایری
آرتا داوری
ارتمیس حبیبی آزاد
آرزو ترکتاز
آرزو علی مدد
آرزوحسینی
آزاده خسروشاهی
آزاده عصاران
آزاده فرامرزی ها
احترام قاسمی
افتخار قاسمی
افرا شکرلو
افسانه سعادتی
اقدس حجازی
اقدس مرعشی
اکرم آقا بالایی
اکرم خیرخواه
الحان طایفی نصرآبادی
الناز انصاری
الناز کامران شاهی
الناز ناطقی
الناز هاشم زاده
المیرا علی حسینی
الهام ارمان
الهام عبادتی
الهام قیطانچی
الهام نشاط
الهه کولایی
امیلی امرایی
آنا ونزن
آناهیتا ابراهیمی
آوا واحدی
آیدا حسینی
آیدا سعادت
آیدا مختاری
باران محمدی
بدرالسادات مفیدی
بنفشه حجازی
بنفشه رمضانی
بنفشه همتی
بهاران معینی
بهارک کشاورز
بهاره شهمیر نوری
بهاره مرادی
بهاره میرزا حسین
بهاره ناهیدیان
بهجت داداشی
بهجت عبد خدایی
بهناز مهرانی
بیتا بهرام وند
پرتو نوری علا
پرستو اله‌یاری
پرستو پوری
پروانه ناطقی
پروین ذبیحی
پری خان دیزجی
پری عابدی
پریا رضایی
پریسا احمدیان
پریسا انصاری
پریسا کاکائی
پریسا مرعشی
پوراندخت پرتوی
تارا سپهری فر
تارا نجد احمدی
ترانه بنی یعقوب
جلوه جواهری
جمیله داوودی
چیستا مراتی
حدیثه رضا قلی زاده
حمیده نظامی
حوریا سامی
خاتون مهیمنی
خجسته دشتستانی
خدیجه بوشهری زاده
خدیجه مقدم
خدیجه میدانی
خورشید عابدین
دلبر توکلی
راجیه افسر طلا
راحله بکتاش
راحله حسینی
راحله عسگری زاده
راشل آرامیان
راضیه علیزاده
راضیه مرادی
راما هاشمی اولی
رامش حق پرست
ربابه میر شکاری
رزا قراچورلو
رعنا طایفی
روحی افسر
رقیه غلامی
رقیه موسی زاده
روژین سینایی
روشنک قریشی
روفیا عباسی
رویا صالحی
رویا احمدی
رویا برومند
رویا پاکزاد
رویا سخایی
رویا صحرایی
رویا محمدی
ریحانه حقیقی
زارا امجدیان
زانیار احمدی
زری احمدی
زری سالاری
زهرا جعفری
زهرا صادقی
زهره امینی
زهره ارزنی
زهره تنکابنی
زهره ربیعی
زهره مجد زاده
زهره موحدی
زیبا بختیاری
زینب بایزیدی
زینب پیغمبرزداه
زینب رسولی
زینب محوی
ژاله سالاری
ژاله قنبری
ژاله قنبری
ژانت آفاری
ژیلا بنی یعقوب
ژیلا سید آبادی
ساچلی افلاکی
سارا احمدی
سارا دلجو
سارا مرادی
ساقی لقایی
سارا لقمانی
سایه اردلان
سحر افاضلی
سحر بیانی
سحر مفاخم
سعیده اسلامی
سعیده بابایی
سعیده شادابی
سعیده یوسف زاده
سکینه جعفری
سکینه حسامی
سلماز مقدم
سما بابایی
سمانه میدانی
سمیرا کلهر
سمیرا گل محمدی
سمین احتسابیان
سمیه اکبری
سمیه حاضری
سمیه رشیدی
سمیه محمدی
سمیه مدرس
سهیلا ثنایی
سهیلا قاسمی
سهیلا ثنایی زیبا کاتوزی
سودابه رحمدل
سودابه سیرجانی
سوسن طهماسبی
سولماز خوان
سولماز شریف
سونیا غفاری
سیما خانبخش
سیما سیاح افشار
سیما میدانی
سیمین دها
سیمین شمس فتاح
سیمین مرعشی
سیمین نظری
شبنم کاظمی
شبنم نظری
شقایق خانزادی
شمیم قربانی
شهرزاد محسنی
شهره دباغیان
شهره موحدی
شهلا فرجاد
شهلا لاهیجی
شهناز غلامی
شهین محمدی
شهین شکری
شهین وفایی
شیدا رهنما
شیده عظیم زاده
شیرانا بهروزی
شیرین اردلان
شیرین سعیدی
شیرین شلیله
شیرین فرزین مهر
شیرین قربانی
شیرین محوی
شیرین موسوی
شیرین مومنی
شیرین ناجی
شیما خضرای
شیوا بدیهی
صادقه شیردل
صدیقه بحرائی
صدیقه دبستانی
صدیقه کشاورز
صدیقه مقدم
صغری حجازی
صفیه غره باقی
طاهره رحیمی
طلعت تقی نیا
طنین زارعی
طیبه داودی
عاطفه کیخسروی
عارفه فکور
عاطفه قوامی
عزت گوشه گیر
عسل پیرزاده
عسل میرزایی
عطیه وحیدمنش
غزال کیهان فر
غزال شولی زاده
غزاله عسگری زاده
غزل دادور
فاطمه پور زارع
فاطمه پیغمبرزاده
فاطمه جعفری
فاطمه حسین پور کهنمویی
فاطمه دلبری
فاطمه علی اصغر
فاطمه فرهی بزرگ
فاطمه مسجدی
فاطمه مقدم
فاطمه مهدوی
فاطمه نجاتی
فایزه خسروی
فخری نامی
فرخنده جبارزادگان
فرخنده طبرسخن
فردوس تولایی
فرزانه آیینی
فرزانه طاهری
فرشته بهروزی نیک
فرناز اردبیلی
فرناز سیفی
فرنازعارفیان
فرنوش اشتری
فرنوش تهرانی
فروغ مرادی نیا
فروه امینی
فریال علمی
فریبا شیرازی
فریبا قربانی
فردوس تولایی
فریبا کاتوزی
فریبا کمال آبادی
فریبا نبی نژاد
فریبا نهری
فریده حسینی
فریده رستمی
فریده غائب
فریده فرهی
فریده فنایی
فهیمه وفایی
فوزیه خضری
فیروزه معینی
کتایون صالحی
کژال شیخ محمدی
کیانا خسروی زاد
گلی نصیری
گوهر بیات
گیتی پرویزی
گیتی خیرخواه
لادن مسعودی
لادن هاتف
لاله رشیدی
لاله هاتف
لقا دهدشتی
لقا ملاح
لیلا شکوه فر
لی لی فرهادپور
لیدا محسنی
لیدا نهری
لیلا ارشد
لیلا انصاری
لیلا صحت
لیلا ظهوری مهریزی
لیلا کرمی
لیلا محلوجی
لیلا محمودی
لیلا موری
لیلا نظری
مارال فرخی
ماریا سعادتی
ماندانا علیمردانی
مانی ممبینی
ماهرخ فرزین مهر
محبوبه ایمانی
محبوبه حسین زاده
محبوبه کرمی
محبوبه موسوی
مرجان عباسی
مرسده هاشمی
مرضیه بخشی زاد
مرضیه لطفی زاده
مریم ایزی
مریم بهرامی
مریم تراب پور
مریم پور شریف
مریم حسین خواه
مریم خیرخواه
پریسا عالی نژاد
مریم رستمی
مریم قنبری
مریم کبیری
مریم کسایی
مریم مالک
مریم مرادی
مریم مصلحی
مریم موسی پور
مریم میدانی
مریم میرزا
مریم نکودست
مریم یاسمین
مریم یوسفی
مزگان صادقی
مژگان ثروتی
مژگان عسگری
مژگان نوری
مستانه جواهری
معصو مه ضیا
معصومه علیزاده
معصومه لقمانی
ملوک عزیززاده
ملیحه رزازان
منصوره شجاعی
منصوره فتوره چی
منظر ویسی
منیزه حاجی دینی
مهتاب غیاثی
مهرانگیز کردوانی
مهرزاد غنی پور
مهسا جزینی
مهسا خانی پور
مهستی وطن خواه
مهناز افشار
مهناز بدیهیان
مهناز کوکبی
مهنوش آزاد
مهوش صادق عابدی
مهین آذر پناه
مهین جعفری
مونا خندان
مونا محمدزاده
مونیکا دالبی
مینو کیامان
میترا آزادفر
میترا پژمان
میرا قربانی فر
مینا جعفری
مینا رضایی
مینا عبدالصمدی
مینا مطوری
نادیا صمدی
نازلی فرخی
نازنین فرزان جو
نازنین آزادی
نازنین برقعی
نازنین کاظمی
ناهید خیرابی
ناهیدکشاورز
ناهید میرحاج
ناهید توسلی
ناهید جعفری
نجمه آجربندیان
نجمه خاکباز
نرگس جودکی
نرگس سرداری
نرگس طیبات
نرگس عظیمی
نرگس نیک ضمیر
نسرین سعادتی
نسرین فرهومند
نازلی فرخی
نازی عظیما
نسرین محمدی
نسرین ناطقی
نسرین ندایی
نسیم خسروی
نفیسه زارع کهن
نفیسه آزاد
نفیسه سیادتی
نگین احتسابیان
نگین جهانگیری
نوریه فهمی
نوشابه امیری
نوشین سید حسینی نوین
نوشین احمدی خراسانی
نوشین ذبیهی
نوشین کشاورزنیا
نیر صمدی
نیره هاشم زاده
نیره هاشمی
نیلوفر فروتن
نیلوفر گلکار
نیلوفر مزدایی
نیلوفر مهدیان
نیوشا ثلاثی
هانیه رسولی
هانیه اقدم
هانیه امیری
هانیه حشمتی
هانیه حمزه امیری
هانیه سلیمی
هانیه عشاقی
هانیه نشاط
هستی خرمی
هما خدا دوست
هما راد
همدم رستگار
وجیهه مقدم
وحیده مولوی
وحیده هاشمی
ویدا احمدی
ویدا قنبرپور
یاسمن دادفر
یاسمن تورنگ
یاسمن دادور
یاسمن قریشی

امضاهای حامیان
احمد بروغنی
آرارات راطوسیان
ارژنگ شکرلو
آرش حسن نیا
آرش صادقی
ارش کریمیان
آریا حامدی
اسماعیل ازادی
افشین امیرشاهی
اقبال مهاجرانی
اکبر مهدی
اکبر حسن زاده
امیر خسرو دلیرثانی
امید کوهی
امید معماریان
امیر امیرقلی
امیر یعقوبعلی
ایمان پاک نهاد
ایمان ممبینی
باربد گلشیری
بهزاد لاهورپور
بهمن احمدی امویی
بیژن پیرزاده
بیژن مرعشی
پزمان رحیمی
پیام احتسابیان
پیام توکلی فر
پیمان محتشمی
تورج صابری وند
داریوش قلی زاده
جادی میرمیرانی
جواد لگزیان
جواد جوادی
حامد حامدی
حسین خسروی
حسین قاضیان
حمید آذرم منش
حمید امینی
حمید پیمانی
حمید سرداری
حمید فرزین مهر
رامین کریمیان
روح الله رمضانی
سالار اشعری
سامان صفرزایی
سعید اعزازی
سعید عبدی
سعید نعیمی
سهراب مهدوی
سیامک الیاسی
شهاب الدین شیخی
شهراد شهوند
شهراد شهوند
شهرام آقامیر
شهرام تهرانی
شیرکو جهانی
صادق کار
عباس مخبر
عبدالرضا تاجیک
عبدالله مومنی
عزیزالله ملکی
علی اکرمی
علی تورنگ
علی حاجی آقا
علی دهقان
علی زیرک
علی صباغی
علی طایفی
علی فتوتی
علی قائدی
علی کلایی
علی نقوی
علی نیکویی
علی هنری
علی واعظی پور
علی واقفی
علیرضا بهداد
علیرضا شبانی
عماد بهاور
غفور محمدی
فخرالدین حیدریان
فرزام عید زاده
فرهادداوودی
فرهنگ حامدی
فرید مصلحیان
کاظم شکری
کاظم متولی
کامران طاهباز
کاوه کرمانشاهی
کاوه مظفری
کیومرث حکیم
کیومرث صابعغی
م خلیل
ماشالله عباس زاده
مانی حکیم
مجید عبدی حق
مجید مالکی
محسن شمشیری
محمد پور حسن
محمد جواد اکبرین
محمد حکیم افضل
محمد حیدری
محمد صفوی
محمد علی مختاری
محمد عید زاده
محمد فرزانه
محمد مهدی رحیمی
محمد هاتف
محمدرضا عطایی
محمود طبرسی
مسعود کریم زاد
مسعود وفایی
مهدی افشار نیک
مهدی حیدری
مهدی قاضی زاده اقدم
مهدی نیک نژاد
مهرداد حمزه
نیما فانحی
هادی خسروی
هیرو زبیری
وهاب قاسمی
ياشار بیژن زاده

کانون زنان ایرانی

نرخ تورم از ۱۶ درصد گذشت

نوامبر 12, 2007

رابطه خالي شدن صندوق ذخيره ارزي و نرخ تورم!منبع: سايت خبري امروز
مهر:بانک مرکزی جمهوری اسلامی ايران از رسيدن نرخ تورم به ۱۶.۲ درصد در پايان مهرماه سال جاری خبر داد.
به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی، خلاصه نتايج بدست آمده از شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ايران بر اساس سال پايه ۱۰۰= ۱۳۸۳ ( ۳۵۹ قلم کالا و خدمت) در مهر ماه ۱۳۸۶ نشان می دهد: شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ايران در مهر ماه ۱۳۸۶ نسبت به ماه قبل ۱.۵ درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل ۱۸.۱ درصد افزايش يافت.
ميزان تورم در دوازده ماه منتهی به مهر ماه سال ۱۳۸۶ نسبت به دوازده ماه منتهی به مهر ماه سال ۱۳۸۵ معادل ۱۶.۲ درصد است.
نرخ تورم در فروردين ‌ماه امسال ۱۲.۸ درصد، در ارديبهشت ‌ماه ۱۳.۶ درصد، در خردادماه ۱۴.۲ درصد، در تيرماه ۱۴.۸ درصد، در مرداد ماه سال جاری به ۱۵.۴ درصد و در پايان شهريورماه به ۱۵.۴ درصد بود.

مصاديق نقض امنيت!!! اجتماعي!

نوامبر 12, 2007

از سوي نيروي انتظامي مصاديق نقض امنيت اجتماعي اعلام شد
منبع: سايت خبري امروز
اعتماد:مرکز اطلاع رساني نيروي انتظامي برخي مصاديق نقض کننده و مخالف با امنيت اجتماعي و اخلاقي جامعه را اعلام کرد. در اين اطلاعيه که در 5 قسمت تنظيم شده آمده است که با متخلفان با جديت و قاطعيت برخورد خواهد شد.1- ايجاد ارعاب و اعمالي همچون باج خواهي، زورگيري، عربده کشي، نزاع و درگيري که موجبات سلب امنيت مردم را فراهم نمايد.2- عدم رعايت پوشش مناسب مانند؛
- استفاده از مانتو و شلوارهاي کوتاه، تنگ، چاک دار و بدن نما به گونه يي که نمايانگر اندام باشد.
- پوشيدن شلوار کوتاه به گونه يي که قسمتي از پا نمايان باشد و يا استفاده از چکمه به جاي شلوار بلند.
- پوشيدن کلاه به جاي روسري و مقنعه و همچنين شال هاي کوچک و باريک که امکان پوشش کامل سر و گردن را فراهم نمي کند.
- آرايش نامتعارف و مغاير با عفت عمومي.
3 – استفاده از البسه با مدل هاي مبتذل غربي، آرم و علايم گروه هاي منحرف.
4 – هرگونه فعاليت غيرمجاز سمعي و بصري (تهيه، توليد، عرضه، فروش فيلم هاي مبتذل و سرقت و توزيع عکس و فيلم هاي خصوصي و خانوادگي مردم).
5 – تهيه و توزيع مواد مخدر، قرص هاي روانگردان و مشروبات الکلي. در پايان اين اطلاعيه آمده است؛« انتظار مي رود تا سازمان ها و نهادهاي متولي و مسوول و همچنين نخبگان با افزايش تلاش هاي خود در جهت امور فرهنگي و آموزشي و اقناعي در جهت پيشگيري از ناهنجاري هاي اجتماعي و ايجاد فرهنگ قانون گرايي اقدام نمايند و مردم نيز با رعايت هرچه بيشتر قوانين و مقررات و مشارکت در ايجاد امنيت پايدار ما را در اين امر ياري نمايند و بيش از پيش شاهد جامعه يي امن و مستعد براي ديگر فعاليت هاي اجتماعي – اقتصادي – فرهنگي و سياسي باشيم.»

مرگ مشكوك زهرا بني يعقوب

اکتبر 24, 2007

منبع: وبلاگ يك پزشك ديگرزهرا بني يعقوب . دكتر زهرا بني يعقوب . پزشك عمومي . متولد بيست و پنج مهر پنجاه و نه . ورودي مهر ماه 77 دانشگاه تهران . مجرد . ساكن تهران . فرزند پدري كه از زندانيان سياسي در رژيم سابق بوده است . و دكتر زهرا بني يعقوب بنا به قانوني كه سالهاي زندان پدر را معادل امتياز ” آزادگي ” به حساب آورده است از قانون خدمت اجباري پزشكان در مناطق محروم معاف بوده است اما پس از مدتي كه از فارغ التحصيلي اش مي گذرد با توجه به اين كه عملا امكان اشتغال پزشكان جوان در تهران و شهر هاي بزرگ وجود ندارد همراه دوست دوران تحصيل خود هانيه عازم رزن در استان همدان مي شود و مدت سه ماه در روستاي از توابع رزن مشغول به كار مي شود . پس از مدتي محل خدمت خود را به روستاي ” سيس” از توابع قروه سنندج تغيير مي دهد . روز پنج شنبه يك روز پيش از عيد فطر در پارك مردم روبروي دانشگاه بو علي سيناي همدان به جرم همراهي با پسر جواني به اسم حميد بازداشت مي شود . به بازداشت گاه منتقل مي شود به مدت بيش از 48 ساععت در بازداشت مي ماند و دو روز بعد جسد حلق آويز شده وي در بازداشت گاه پيدا مي شود كه مسوولان ادعا دارند خانم دكتر با استفاده از يك پرچم تبليغاتي اقدام به خود كشي كرده است
از دكتر پ. م همكار و هم اتاقي دكتر زهرا بني يعقوب در مدت سه ماهي كه زهرا در رزن بوده مي پرسم : زهرا چه طور دختري بود ؟ افسردگي يا مشكل خاص رواني نداشت ؟ سابقه اقدام به خودكشي چه طور ؟ محكم جواب مي دهد : نه و ادامه مي دهد كه زهرا هم مشكلات و در گيري هاي معمولي همه ما را داشت . خانواده اش موافق نبودند كه دور از خانه كار كند و زهرا به اصرار خودش و براي اين كه بتواند حقوقي داشته باشد اين جا آمده بود . همراه با هانيه بودند كه هر دو فارغ التحصيل دانشگاه تهران بودند . البته اين اواخر روحيه اش خيلي هم بهترو شاداب تر شده بود از فروردين ماه با يكي از گوينده هاي راديو به اسم حميد آشنا شده بود و قرار بود با هم ازدواج كنند
مي پرسم رابطه شان با هم در چه سطحي بود و توضيح مي دهم كه در خبر ها گفته شده كه به جرم مشهود در پارك بازداشت شده اند
دكتر پاسخ مي دهد : رابطه شان خيلي عاشقانه و احساسي بود . حميد استخدام صدا و سيماي تهران بود و شنبه شب ها ساعت دوازده در راديو فرهنگ يك برنامه ادبي را اجرا مي كرد كه زهرا شنونده پر و پا قرص اين برنامه بود و اين راديو گوش دادن او در پانسيون هميشه موضوع شوخي بچه ها با زهرا بود . حميد جمعه ها در همدان يك برنامه راديويي را كارگرداني مي كرد و مجبور بود پنج شنبه ها از تهران به همدان بيايد و معمولا سعي مي كردند در اين فاصله كوتاه هم ديگر را ببينند . قرار هايشان هم هميشه در پارك بود
زهرا واقعا حميد را دوست داشت و از وقتي با او آشنا شده بود روحيه اش خيلي شاد تر بود . حميد هم از اين تيپ هاي هنري بود و اين طور كه زهرا تعريف مي كرد خيلي احساساتي بود و هر دو قصد ازدواج داشتند تنها ترس زهرا اين بود كه مبادا خانواده اش به خاطر تحصيلات پايين تر حميد خيلي راضي به اين ازدواج نباشند
مي پرسم خانواده دكتر بني يعقوب چه طور خانواده اي هستند ؟ آيا مذهبي و متعصب هستند ؟ آيا اين احتمال ضعيف وجود دارد كه خانوم دكتر از ترس رو در رو شدن با پدرش در بازداشتگاه اقدام به خود كشي كرده باشد
جواب مي دهد : خانواده زهرا بر خلاف گزارشي كه منتشر شده ساكن تهران هستند نه كردستان . زهرا يك برادر دارد كه ازدواج كرده است اما رابطه اش با زهرا خيلي خوب و صميمي بود و هر روز با هم تماس تلفني داشتند و من خيلي خيلي بعيد مي دانم كه برادر ايشان رحيم بني يعقوب از آشنايي زهرا و حميد بي خبر بوده باشد به خصوص كه زهرا در حال زمينه چيني بود تا خانواده اش را به خانواده حميد آشنا كند
در ضمن اين طور كه از اظهارات رحيم پيداست در مدتي هم كه زهرا در بازداشت گاه بوده است با ايشان تماس تلفني داشته است اما اين تلفن با تا خير بوده است و حد اقل مدت بيش از يك روز تماش زهرا با خانواده قطع بوده است كه مسوولان زندان ادعا مي كنند خانم دكتر با اصرار خودش مانع تماس با خانواده شده است
باز مي پرسم دكتر زهرا بني يعقوب چه طور آدمي بود و توضيح مي دهم كه در بعضي خبر ها علت بازداشت بد حجابي و آرايش غليظ عنوان شده و در بعضي ديگر طوري با گوشه و كنايه حرف از لزوم حفظ آبروي خانواده مرحومه به ميان مي كشند انگار كه خانم دكتر را در پارك روبروي دانشگاه در حالي دستگير كرده اند كه برهنه بوده و
عصباني مي شود و وسط حرفم مي پرد و مي گويد : اين ديگه خيلي بي شرفي است اين را به هر كسي كه زهرا را براي يك بار هم ديده باشد بگويي باور نمي كند . زهرا كاملا يك دختر مذهبي بود . هميشه مانتوي بلند و مقنعه سر مي كرد و اين بحث هميشگي من با او بود كه اصرار داشتم اگر كمي مقنعه اش را عقب ببرد و كمي آرايش كند خيلي خوش تيپ تر مي شود اما زهرا هيچ وقت حرف من را قبول نمي كرد و مي گفت كه حميد مرا همين طوري ديده و مي داند كه من هميشه همين طور هستم . باز هم مي گويم و تكرار مي كنم زهرا يك دختر كاملا مذهبي و مقيد بود و اين نهايت بي شرافتي است كه بخواهند بازداشت او را و خون ريخته او را اين چنين لوث كنند . زهرا فارغ التحصيل دانشگاه تهران بود . پزشك اين مملكت بود جزو باهوش ترين و درس خوان ترين بچه هاي نسلي بود كه سال 77 كنكور دادند . خانواده زهرا به او افتخار مي كنند. همه مريض هايش به او افتخار مي كنند . همه مردم روستاي دور افتاده سيس و همه ما كه همكاران او بوديم به او افتخار مي كنيم . كساني كه جهت حفظ آبروي زهرا و خانواده اش از گفتن كامل حقيقت طرفه مي روند كاش به فكر آبروي نداشته خودشان باشند و اجازه دهند يك دادگاه بي طرف به شكايت خانواده زهرا رسيدگي كند
مي پرسم شايعه ديگري كه هست اين است كه ماموران از پيش قصد بازداشت خانم دكتر را داشته اند و طي مدت بازداشت چندين بار به او تجاوز كرده اند و دست آخر او را كشته اند . نظر شما چيست
مي گويد فقط يك دادگاه قانوني حق اظهار نظر در اين مورد را دارد . اما چيزي كه هست برگه معاينه پزشك قانوني را همكاران خودمان ديده اند و در اين برگه قيد شده كه “ها يمن” زهرا سالم بوده است. البته اگر در صحت اين معاينه شك نكنيم
اولين خبري كه از زهرا به ما دادند اين بود كه با ملحفه خودش را خفه كرده است و بعد از مدتي گفتند با يك پرچم تبليغاتي خودش را حلق آويز كرده است . زهرا اندام چاقي داشت كه هميشه در حال رژيم گرفتن بود راستش را بخواهيد حلق آويز كردن آن اندام او آن هم فقط با يك پرچم تبليغاتي چندان كار ساده اي هم به نظر نمي رسد نمي دانم در آن 48 ساعت لعنتي بر او چه گذشته است اما اين همه خونسردي و بي خبري همكاران پزشك و مردم در مورد مرگ فجيع همكار و دوست عزيزم به همان اندازه به من شوك وارد مي كند كه مرگ ناگهاني او
بيست و پنجم مهر ماه تولد زهرا بود . بيست و هشت ساله مي شد . اما نشد امسال بيست و ششم مهر در تهران برايش مجلس ختم گرفتند
آدرس مجلس ختم دكتر زهرا بني يعقوب : ميدان خراسان . خاوران . انتهاي اتابك . مسجد حسيني . ساعت 4 تا 6
شايد فردا نوبت من باشد يا شما