Archive for اکتبر, 2007

مرگ مشكوك زهرا بني يعقوب

اکتبر 24, 2007

منبع: وبلاگ يك پزشك ديگرزهرا بني يعقوب . دكتر زهرا بني يعقوب . پزشك عمومي . متولد بيست و پنج مهر پنجاه و نه . ورودي مهر ماه 77 دانشگاه تهران . مجرد . ساكن تهران . فرزند پدري كه از زندانيان سياسي در رژيم سابق بوده است . و دكتر زهرا بني يعقوب بنا به قانوني كه سالهاي زندان پدر را معادل امتياز ” آزادگي ” به حساب آورده است از قانون خدمت اجباري پزشكان در مناطق محروم معاف بوده است اما پس از مدتي كه از فارغ التحصيلي اش مي گذرد با توجه به اين كه عملا امكان اشتغال پزشكان جوان در تهران و شهر هاي بزرگ وجود ندارد همراه دوست دوران تحصيل خود هانيه عازم رزن در استان همدان مي شود و مدت سه ماه در روستاي از توابع رزن مشغول به كار مي شود . پس از مدتي محل خدمت خود را به روستاي ” سيس” از توابع قروه سنندج تغيير مي دهد . روز پنج شنبه يك روز پيش از عيد فطر در پارك مردم روبروي دانشگاه بو علي سيناي همدان به جرم همراهي با پسر جواني به اسم حميد بازداشت مي شود . به بازداشت گاه منتقل مي شود به مدت بيش از 48 ساععت در بازداشت مي ماند و دو روز بعد جسد حلق آويز شده وي در بازداشت گاه پيدا مي شود كه مسوولان ادعا دارند خانم دكتر با استفاده از يك پرچم تبليغاتي اقدام به خود كشي كرده است
از دكتر پ. م همكار و هم اتاقي دكتر زهرا بني يعقوب در مدت سه ماهي كه زهرا در رزن بوده مي پرسم : زهرا چه طور دختري بود ؟ افسردگي يا مشكل خاص رواني نداشت ؟ سابقه اقدام به خودكشي چه طور ؟ محكم جواب مي دهد : نه و ادامه مي دهد كه زهرا هم مشكلات و در گيري هاي معمولي همه ما را داشت . خانواده اش موافق نبودند كه دور از خانه كار كند و زهرا به اصرار خودش و براي اين كه بتواند حقوقي داشته باشد اين جا آمده بود . همراه با هانيه بودند كه هر دو فارغ التحصيل دانشگاه تهران بودند . البته اين اواخر روحيه اش خيلي هم بهترو شاداب تر شده بود از فروردين ماه با يكي از گوينده هاي راديو به اسم حميد آشنا شده بود و قرار بود با هم ازدواج كنند
مي پرسم رابطه شان با هم در چه سطحي بود و توضيح مي دهم كه در خبر ها گفته شده كه به جرم مشهود در پارك بازداشت شده اند
دكتر پاسخ مي دهد : رابطه شان خيلي عاشقانه و احساسي بود . حميد استخدام صدا و سيماي تهران بود و شنبه شب ها ساعت دوازده در راديو فرهنگ يك برنامه ادبي را اجرا مي كرد كه زهرا شنونده پر و پا قرص اين برنامه بود و اين راديو گوش دادن او در پانسيون هميشه موضوع شوخي بچه ها با زهرا بود . حميد جمعه ها در همدان يك برنامه راديويي را كارگرداني مي كرد و مجبور بود پنج شنبه ها از تهران به همدان بيايد و معمولا سعي مي كردند در اين فاصله كوتاه هم ديگر را ببينند . قرار هايشان هم هميشه در پارك بود
زهرا واقعا حميد را دوست داشت و از وقتي با او آشنا شده بود روحيه اش خيلي شاد تر بود . حميد هم از اين تيپ هاي هنري بود و اين طور كه زهرا تعريف مي كرد خيلي احساساتي بود و هر دو قصد ازدواج داشتند تنها ترس زهرا اين بود كه مبادا خانواده اش به خاطر تحصيلات پايين تر حميد خيلي راضي به اين ازدواج نباشند
مي پرسم خانواده دكتر بني يعقوب چه طور خانواده اي هستند ؟ آيا مذهبي و متعصب هستند ؟ آيا اين احتمال ضعيف وجود دارد كه خانوم دكتر از ترس رو در رو شدن با پدرش در بازداشتگاه اقدام به خود كشي كرده باشد
جواب مي دهد : خانواده زهرا بر خلاف گزارشي كه منتشر شده ساكن تهران هستند نه كردستان . زهرا يك برادر دارد كه ازدواج كرده است اما رابطه اش با زهرا خيلي خوب و صميمي بود و هر روز با هم تماس تلفني داشتند و من خيلي خيلي بعيد مي دانم كه برادر ايشان رحيم بني يعقوب از آشنايي زهرا و حميد بي خبر بوده باشد به خصوص كه زهرا در حال زمينه چيني بود تا خانواده اش را به خانواده حميد آشنا كند
در ضمن اين طور كه از اظهارات رحيم پيداست در مدتي هم كه زهرا در بازداشت گاه بوده است با ايشان تماس تلفني داشته است اما اين تلفن با تا خير بوده است و حد اقل مدت بيش از يك روز تماش زهرا با خانواده قطع بوده است كه مسوولان زندان ادعا مي كنند خانم دكتر با اصرار خودش مانع تماس با خانواده شده است
باز مي پرسم دكتر زهرا بني يعقوب چه طور آدمي بود و توضيح مي دهم كه در بعضي خبر ها علت بازداشت بد حجابي و آرايش غليظ عنوان شده و در بعضي ديگر طوري با گوشه و كنايه حرف از لزوم حفظ آبروي خانواده مرحومه به ميان مي كشند انگار كه خانم دكتر را در پارك روبروي دانشگاه در حالي دستگير كرده اند كه برهنه بوده و
عصباني مي شود و وسط حرفم مي پرد و مي گويد : اين ديگه خيلي بي شرفي است اين را به هر كسي كه زهرا را براي يك بار هم ديده باشد بگويي باور نمي كند . زهرا كاملا يك دختر مذهبي بود . هميشه مانتوي بلند و مقنعه سر مي كرد و اين بحث هميشگي من با او بود كه اصرار داشتم اگر كمي مقنعه اش را عقب ببرد و كمي آرايش كند خيلي خوش تيپ تر مي شود اما زهرا هيچ وقت حرف من را قبول نمي كرد و مي گفت كه حميد مرا همين طوري ديده و مي داند كه من هميشه همين طور هستم . باز هم مي گويم و تكرار مي كنم زهرا يك دختر كاملا مذهبي و مقيد بود و اين نهايت بي شرافتي است كه بخواهند بازداشت او را و خون ريخته او را اين چنين لوث كنند . زهرا فارغ التحصيل دانشگاه تهران بود . پزشك اين مملكت بود جزو باهوش ترين و درس خوان ترين بچه هاي نسلي بود كه سال 77 كنكور دادند . خانواده زهرا به او افتخار مي كنند. همه مريض هايش به او افتخار مي كنند . همه مردم روستاي دور افتاده سيس و همه ما كه همكاران او بوديم به او افتخار مي كنيم . كساني كه جهت حفظ آبروي زهرا و خانواده اش از گفتن كامل حقيقت طرفه مي روند كاش به فكر آبروي نداشته خودشان باشند و اجازه دهند يك دادگاه بي طرف به شكايت خانواده زهرا رسيدگي كند
مي پرسم شايعه ديگري كه هست اين است كه ماموران از پيش قصد بازداشت خانم دكتر را داشته اند و طي مدت بازداشت چندين بار به او تجاوز كرده اند و دست آخر او را كشته اند . نظر شما چيست
مي گويد فقط يك دادگاه قانوني حق اظهار نظر در اين مورد را دارد . اما چيزي كه هست برگه معاينه پزشك قانوني را همكاران خودمان ديده اند و در اين برگه قيد شده كه “ها يمن” زهرا سالم بوده است. البته اگر در صحت اين معاينه شك نكنيم
اولين خبري كه از زهرا به ما دادند اين بود كه با ملحفه خودش را خفه كرده است و بعد از مدتي گفتند با يك پرچم تبليغاتي خودش را حلق آويز كرده است . زهرا اندام چاقي داشت كه هميشه در حال رژيم گرفتن بود راستش را بخواهيد حلق آويز كردن آن اندام او آن هم فقط با يك پرچم تبليغاتي چندان كار ساده اي هم به نظر نمي رسد نمي دانم در آن 48 ساعت لعنتي بر او چه گذشته است اما اين همه خونسردي و بي خبري همكاران پزشك و مردم در مورد مرگ فجيع همكار و دوست عزيزم به همان اندازه به من شوك وارد مي كند كه مرگ ناگهاني او
بيست و پنجم مهر ماه تولد زهرا بود . بيست و هشت ساله مي شد . اما نشد امسال بيست و ششم مهر در تهران برايش مجلس ختم گرفتند
آدرس مجلس ختم دكتر زهرا بني يعقوب : ميدان خراسان . خاوران . انتهاي اتابك . مسجد حسيني . ساعت 4 تا 6
شايد فردا نوبت من باشد يا شما

ستاره ها در اوين!

اکتبر 23, 2007

آشوب در دانشگاه تهران

اکتبر 8, 2007

منبع: سايت خبري نوروز
در روز سخنرانی رئیس جمهور در دانشگاه تهران دانشجویان گلچین شده به داخل تالار راه یافتند
نوروز:در پی بیانیه هفته گذشته دفتر تحکیم وحدت و فراخوان روز گذشته انجمن اسلامی دانشگاه تهران امروز تریبون آزادی در مقابل درب تالار علامه امینی دانشگاه تهران در اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه برقرار شد.
در این تریبون که نمایندگانی از تشکل های دانشگاه تهران دانشگاه علامه طباطبایی و دانشگاه پلی تکنیک در آن حضور داشتند افراد حاضر در تریبون خواستار آزادی سه دانشجوی زندانی پلی تکنیک و بازگشت اساتید اخراجی دانشگاه و بهبود وضعیت صنفی خوابگاهها شدند.
حسین نقاشی و داوود دشتبانی به عنوان رئیس و عضو انجمن اسلامی دانشگاه تهران، مجیدشیخ پور از دانشگاه پلی تکنیک و محسن سیدین از اعضای سابق انجمن اسلامی پلی تکنیک و رشید اسماعیلی از دانشجویان ممنوع الورود به دانشگاه علامه از سخنرانان این تریبون آزاد بودند در ادامه این مراسم اقای وحید رضا معصومی بیانیه شورای صنفی دانشگاه تهران را قرائت کرد و خانم آتنا فدوی بیانیه دانشگاه حقوق دانشگاه تهران را به سمع حاضرین در تریبون رساند.
این تریبون آزاد در حالی برگزار گردید که از صبح امروز به شدت با ورود دانشجویان سایر دانشگاهها به غیر از دانشگاه امام صادق و دانشگاه امام حسین به داخل دانشگاه تهران برخورد شده بود و تنها تعداد کمی از دانشجویان دانشگاههای دیگر توانستند در محل تریبون آزاد حضور یابند .
ازسویی ورود به داخل تالار علامه امینی دانشگاه تهران تنها با کارت های ویژه دعوت امکان پذیر بود و هیچ کدام از دانشجویان معترض و منتقد امکان حضور در جلسه را نیافتند .پیش از شروع مراسم نیز درگیری بین دانشجویان و بسیجیان حاضر در محل روی داد که پس از ورود رئیس جمهور در میان تدابیر به شدت امنیتی درگیر های ابتدایی خاتمه یافت.
مراسم تریبون ازاد در ساعت 12:15همزمان با نماز ظهر خاتمه یافت که دانشجویان حاضر در تالار علامه امینی به سمت درب اصلی دانشگاه تهران حرکت کردند که با برخورد خشن نیروهای انتظامی مواجه گردیدند این برخوردها تا این سطح ادامه یافت که برای پراکنده کردن دانشجویان نیروی انتظامی از گاز فلفل نیز استفاده کرد.
دانشجویان نیز با حرکت به سمت ماشینهای که قرار بود وزیرعلوم و وزیر بهداشت و درمان را از دانشگاه خارج کنند در اطراف ماشینها تجمع کرده و شعارهايي را عليه آنان سر دادند.دو وزیر و رئیس جمهور با تدابیر شدید امنیتی و دخالت نیروهای انتظامی موفق به ترک دانشگاه تهران گشتند و گزارشهای رسیده حکایت از آرامش نسبی در مقابل درب دانشگاه تهران در حال حاضر دارد

تشنج در دانشگاه تهران همزمان با سخنرانی احمدی نژاد

اکتبر 8, 2007

رئيس جمهور و پاسخ مطالبات دانشجويان

اکتبر 8, 2007

دومین نامه سرگشاده شورای مرکزی تحکیم به احمدی نژاد و طرح 20 سوال از وی

منبع: ادوارنیوز

در حالی که قرار است احمدی نژاد روز دوشنبه به دانشگاه تهران برود دفتر تحکیم وحدت در دومین نامه سرگشاده خودضمن اشاره به برخی نکات 20 سوال را از وی پرسیده است .

متن نامه به شرح زیر است :

نامه سرگشاده شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به رئیس دولت نهم
جناب آقای احمدی نژاد
با سلام
هر چند سلام قبلی ما برخلاف فرهنگ ایرانی – اسلامیان پاسخ نداشت اما باز هم سلام می نماییم چون که تنها راه رسیدن به توسعه و دموکراسی را مدارا می دانیم لذا لازم می دانیم حتی به رئیس دولت نابردبار و ستیزه جوی نهم نیز سلام کنیم هرچند وی به سلامان پاسخ نداده باشد. و برای پاسخ ندادن به سوالات مان مراسم حضورش را در دانشگاه لغو کرده باشد تا بتواند در فرصتی بهتر و با هماهنگی از پیش تعیین شده که با هدف ممانعت از ورود منتقدان به مراسم صورت گرفته است، به دانشگاه بیاید.
آقای احمدی نژاد مطلع شدیم دوباره قرار است به دانشگاه بیایید در حالی که درخواستمان – طرح سوال ازسوی حتی یک نفراز اعضا شورای مرکزی این اتحادیه در جمع میهمانان گلچین شده ای که قرار است فردا به دانشگاه بیایند – بی پاسخ مانده است.
هر چند از دعوت رئیس جمهور امریکا به ایران برای سخنرانی و اصولا هر گفتگویی با کشورهای جهان استقبال می کنیم و آن را در جهت کاهش خطر جنگ مفید می دانیم اما برایمان جای سوال است که چه طور رئیس جمهور آمریکا می تواند به دانشگاههای ایران بیاید اما اساتید و دانشجوان منتقد حق اظهار نظر در دانشگاهها را ندارند؟ صدها درخواست صدور مجوز سخنرانی که در شورای فرهنگی دانشگاهها بایگانی شده است گواه ادعای ماست. چه استدلالی میتواند وجود داشته باشد که بوش می تواند در دانشگاه ما سخنرانی کند اما روشنفکران داخلی نه؟ چه توجیهی میتواند وجود داشته باشد که ملوانان انگلیسی که متجاوز می خواندی آزاد شوند اما اساتید و دانشجویان و کارگران و معلمان و روزنامه نگاران برای یک انتقاد ساده مجازات شوند؟
آقای احمدی نژاد از آنجا که مسئولان در تلاشند تا به هر نحو ممکن از ورود ما به سالن و حتی برگزاری مراسمی در حاشیه آن جلوگیری نمایند و نهادهای امنیتی تماسهای متعددی را با دانشجویان جهت جلوگیری از حضور آنها حتی در دانشگاه تهران در روز برگزاری مراسم برقرار نموده اند بنابراین از هم اکنون برخی از سوالاتمان را مطرح می نماییم به این امید که پاسخ آن را خودمان در سالن برگزاری مراسم بشنویم و مابقی سوالاتمان را در سالن طرح نماییم .
دانشگاهیان
1- سه دانشجوی دانشگاه امیرکبیر به نامهای احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان که از اعضای این اتحادیه نیز می باشند، به اتهام انتشار نشریاتی جعلی بیش از 5 ماه است که درزندان به سر می برند. بسیاری معتقدند انتشار نشریات جعلی توسط حامیان شما و برای انتقام گیری ازدانشجویان بوده است. در جلسه اخیر دادگاه این سه دانشجو موضوع انتقاد به جنابعالی در دانشگاه امیر کبیر مطرح شده است. با این وجود چه طور در دانشگاه کلمبیا ادعا نمودید که با دانشجویانی که در دانشگاه امیر کبیر به شما انتقاد نمودند برخوردی صورت نگرفته است؟
2- از آغاز به کار دولت نهم روند ستاره دار گشتن فعالین دانشجویی آغاز شد و دانشجویان ستاره دار از تحصیل محروم شدند. در سال جاری نیزاین امر به اقلیتهای قومی و مذهبی و معلمین شرکت کننده در آزمون دانشگاهها تسری یافت. به راستی بر اساس کدام یک از موازین حقوقی، اخلاقی و انسانی دانشجویان و سایر منتقدین واقلیتها توسط سازمانها و نهادهای تحت امر شما از ادامه تحصیل محروم می شوند؟
3- در کنکوراسراسری امسال تبعیض جنسیتی اعمال گردید و گروهی از دختران با وجود داشتن رتبه ای بهتر از پسران نتوانستند به دانشگاه راه یابند یا در دانشگاههای دور افتاده پذیرفته شدند. در مراجعات حضوری معترضان ابن امر توسط سازمان ذیربط (سازمان سنجش آموزش کشور) تایید گردید. اعمال تبعیض جنسیتی بر اساس کدام مستند حقوقی صورت میگیرد و اساسا این موضوع میتواند معنایی جز نقض آشکار حقوق زنان چه میتواند باشد؟
4 امسال با وجود افزایش 25درصدی دانشجویان- حتی بدون در نظر گرفتن تورم سالانه- بودجه جاری دانشگاههای کشور- بنا به گفته مسئولین وزارت علوم- کاهش یافت در نتیجه شاهد کاهش شدید امکانات رفاهی و آموزشی در دانشگاههای کشور هستیم. چرا و با چه منطقی با وجود افزایش شدید درآمدهای دولت باید شاهد کاهش بودجه در دانشگاهها باشیم؟
5- در دو سال زمامداری جنابعالی 550 تن از فعالان دانشجویی راهی کمیته های انضباطی شدند، 43 نهاد دانشجویی تعطیل گشت، بیش از 130نشریه دانشجویی توقیف گردید و بیش از 70 تن از اعضا این اتحادیه دستگیر گشتند و گناه تمامی این افراد و تشکلها و نشریات انتقاد به بی تدبیریهای و سوء مدیریتهای مسئولین دولت نهم بود. تقریبا در هیچیک دانشگاه کشور تشکلی منتقد دولت وجود ندارد. تمامی نهادهایی از این دست یا دچار تعلیق و انحلال گشته اند و یا در معرض آن هستند،به راستی آزادی بیان در نظر شما چه مفهومی دارد و و تبلور این آزادی بیان در کجاست که در دانشگاه کلمبیا وضعیت ایران را در زمینه آزادی بیان بی نظیر می دانید؟
6– در دوران دولت جنابعالی بیش از 100 تن از اساتید برجسته کشور به اجبار بازنشسته گشتند یا به ترفندهایی به ظاهرقانونی اخراج گشتند . برای اولین بار در تاریخ آموزش عالی شخصی بدون مدرک دانشگاهی به ریاست دانشگاه برگزیده شد و در استخدام اساتید میزان وفاداری به جناح حامی دولت به ملاکی تعیین کننده بدل گشت. به راستی در حالی که به گواه قاطبه کارشناسان دانشگاههای ایران از کمبود استاد رنج می برند و دانشگاههای ایران در میان 2000دانشگاه برتر جهان جایی ندارند، چنین رفتاری با اساتید می شود؟
حقوق بشر وآزادی بیان
7- آرشیو خبرگزاری های رسمی و دولتی نشان می دهد در دوسال ریاست شما، کارگران و معلمان بسیاری تنها به دلیل طلب کردن حق صنفی خود و اندکی افزایش حقوق به زندان افتادند واز کار بیکار شدند. لطفا پاسخ دهید حمایت شما از اقشار محروم کم درآمد جامعه در چه زمانی و چگونه قرار است محقق شود؟
8- مطبوعات وخبرگزاریهای گوناگونی با شکایت هیات دولت تعطیل و توقیف شدند. خبرگزاری کار ایران – ایلنا- با شکایت وزارت علوم و وزارت کار فیلتر شد ، سایت بازتاب با شکایت دولت توقیف گشت، روزنامه های شرق، هم میهن دارای شاکیانی دولتی بودند و توقیف شدند ،روزنامه های اعتماد و اعتماد ملی نیز دارای شاکیانی دولتی هستند. خبرنگارانی که در حوزه حقوق بشر، دانشجویی، اقوام و زنان مطلب می نویسند با فشارهای نهادهای متعدد امنیتی مواجه می شوند و وزارت ارشاد و اطلاعات فشاری خردکننده را بر مدیران رسانه ها وارد می نماید تا از انعکاس واقعیات خودداری نمایند. بنا به توصیه شورای عالی امنیت ملی، مطبوعات کشور از پرداختن به موضوعات مختلفی منع میشوند. روزنامه ایران به بولتن دولت تبدیل گشته اشت و مدیران خبرگزاری دانشجویان ایران – ایسنا- با فشاری مضاعف جهت سرپوش گذاشتن بر برخوردهای غیر قانونی صورت گرفته با دانشجویان مواجه شده اند. دلیل این همه فشار و سرکوب مطبوعات و خبرگزاریها چیست و تا به کجا مقرر است که ادامه پیدا کند؟
9- احزاب سیاسی منتقد کشور در دوران جنابعالی با بیشترین هجمه ها روبرو گشتند. دفتر سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحیکم وحدت) در یورشی مسلحانه پلمپ شد، پیگیری های مکرر اعضای آن نیز مؤثر واقع نگشته و هیچ استناد قانونی نیز ارائه نمیشود. یارانه احزاب قطع گردیده و وزارت ارشاد از دادن مجوز نشریه به احزاب اصلاح طلب از جمله جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی خودداری می ورزد. در حالی که در جوامع امروزی همگان احزاب را به عنوان یکی از ارکان دموکراسی پذیرفته اند. از شما میخواهیم روشن کنید دموکراسی تهوع آور که چندی پیش عنوان کرده بودید چیست و تبیین کنید چه تفاوتی با دموکراسی که در آمریکا از آن دفاع کردید دارد. اصولا در نگاه شما دموکراسی بدون احزاب مستقل و پویا دست یافتنی است؟
10- صرف نظر از اعمال تبعیض جنسیتی بر علیه دختران شرکت کننده در کنکور سراسری، در حالیکه بیش از نیمی از جمعیت کشور را زنان تشکیل می دهند، دولت نهم با ارائه لایحه ای برای تدوین حقوق خانواده آشکارا حقوق زنان را نادیده گرفته است. این اقدام در حالی صورت گرفت که فعالین در عرصه حقوق زنان که مسائلی مانند دیه برابر ، ارث برابر و مخالفت با تعدد زوجات را پیگری می نمایند به بدترین وجهی مجازات شده و روانه زندان می شوند. حال سوال ما اینست این برخورد خصمانه با فعالین زن از یکسو و ارائه چنین لایحه ای که با مخالفت مجلس نیز همراه است از سوی دیگر، غیر ازنگاه کج اندیشانه به حقوق زنان چه معنایی می تواند داشته باشد؟
وضعیت اقتصادی :
11-شما با دو شعار آوردن پول نفت بر سر سفره مردم و مبارزه با تبعیض و فساد در انتخابات شرکت کردید. اما در دو سال گذشته طبق اعلام مراجع معتبر فساد درمیان مسئولین ایرانی افزایش یافته است و ایران سقوطی 15 پله ای را در امر فساد تجربه کرده است. وضعیت معیشتی مردم نیز که اظهر من اشمس است . مشتاقیم بدانیم در حالی که کمتر از دو سال به پایان ریاست شما باقی مانده وعده های انتخاباتی شما در چه زمان محقق خواهد شد؟
12- در حالی که درآمدهای نفتی کشور به واسطه افزایش قیمت نفت -که ارتباطی با سیاستهای شما نیز دارد- در دو سال اخیر تقریبا با درآمدهای 8 ساله دوران آقای خاتمی یا 8 سال آقای هاشمی رفسنجانی برابر است، با گزارشی کمی و نه کیفی بگویید این در آمدها چگونه صرف شده است؟ چند طرح عمرانی آغاز گشته و چند پروژه زیر بنایی به سر انجام رسیده است؟
13- در نتیجه سیاستهای غلط دولت با وجود این درآمد کلان نفتی رشد اقتصادی کشور 2 درصد کمتر از برنامه چهارم توسعه بوده است که در یک افق پنج ساله معنای آن ضرری 70 هزار میلیارد تومانی است، یعنی هر ایرانی تقریبا از درآمدی برابر با یک میلیون تومان محروم گشته است. آیا می دانید برخی از این مردم از تامین حداقلهای معیشتی خود نیز عاجزند و درآمد یک میلیون تومانی را در رویاهای شان نیز تصور نمی کنند و سود سهام عدالت که آن همه بر روی تبلیغات نمودید بسیار کمتر از این مقدار است؟ این در حالی است که تنها با سیصد میلیارد تومان کل کسر بودجه دانشگاه های کشور تامین می شود.
14- در نتیجه سیاستهای غلط دولت در بخش مسکن تورمی شدید را شاهد بودیم که به گفته مسئولین دولت نهم نتیجه سیاستهای غلط دولت بوده است .در نتیجه این سیاستها کار به جایی رسید که مسئولین اعلام می نمایند مردم در شهرهای بزرگ فکر مسکن دار شدن نباشند. آیا می دایند مشکل بسیاری از جوانان در زمینه ازدواج مسکن است؟
آیا میدانید در نتیجه این سیاستهای غلط مشکل مسکن امروز بزرگترین معضل گریبانگیر مردم است؟ شاید مسکن نیز در محله شما ارزان است؟
سیاست خارجی :
هرچند سیاست خارجی کشور نتیجه تاثیرات مراکز مختلف قدرت در ایران است، اما نقش دولت را در این میان نمی توان انکار نمود به خصوص سخنان نسنجیده و بی تدبیرانه شما هزینه ای گزافی برای کشور به همراه داشته است.
15- در حالی که کشتار یهیودیان در جنگ جهانی دوم واقعیتی تلخ و انکارناپذیر است چرا شما تا این حد به این مساله می پردازید؟ آیا هولوکاست مهمترین معضل فراروی بشریت است؟ به فرض که هدف شما دفاع از مردم فلسطین است، آیا زیر سؤال بردن هولوکاست گرهی از مشکلات فلسطینیان حل می کند؟
16-سخنان جنجال برانگیز در مورد سیاست هسته ای که حتی مورد انتقاد همفکران شما نیز قرار گرفته است که گاه در تعارض با مواضع رسمی حاکمیت است و رسد کنندگان دیپلماسی کشور را دچار سردرگمی می کند با چه نیتی عنوان می شود؟ آیا غیر از این است که این سخنان تحریک برانگیز و نسنجیده نقشی اساسی در ارجاع پرونده ایران به سازمان ملل ایفا کرده است؟
17- سفرهای مدام به کشورهای آمریکای جنوبی و بذل و بخشش بی حساب به مردم آن کشورها از چه محلی و با چه هدفی صورت می پذیرد و چه دستاوردی برای کشور داشته است؟
18- علت سکوت در برابر باج خواهی های چین و روسیه و دادن امتیازات فراوان اقتصادی به آنها چیست؟ آیا غیر از این است که سیاستهای غلط شما در این مورد تنها منابع کشور را از بین می برد و در نهایت نیز هر دو کشور به قطعنامه های برضد ایران رای مثبت می دهند؟ همچنین دلیل فروش گاز به هند و پاکستان کمتر از حداقل قیمت موجود چیست؟
19- علت بازداشت و هزاران موضع گیری بر علیه ملوانان انگلیسی و آزادی یک دفعه آنان چه بود و چرا این امر به فاصله کوتاهی پس از تهدید نخست وزیر انگلیس صورت پذیرفت؟
20- اما سوال آخر اینکه در دانشگاه کلمبیا و سایر سخنرانی ها و مصاحبه های خارجی تان سخنانی را بیان نمودید که آشکارا با اهداف و رفتار و موضع گیریهای شما در تضاد بود. دلیل این تناقض در گفتار و رفتار چه می تواند باشد؟ غیر از این می توان تصور کرد که اهداف و رفتار شما قابل دفاع نیست و بی شک پیامدهایی مخرب تر از آنچه تا کنون پیش آمده به دنبال خواهد داشت؟ اساسا از این تناقض رفتار و گفتار جز تحمیق مردم چه برداشتی می توان کرد؟
آقای احمدی نژاد بار دیگر تکرار می نماییم:
براستی اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهایمان را پاسخی هست، اجازه دهید در میان آن همه میهمان گلچین شده که با خود به درون سالن خواهید آورد، تنها یک نفر از اعضا شورای مرکزی این اتحادیه فردا به داخل سالن راه یابد و سوالات خود را از رئیس دولت آزادترین کشور جهان! بپرسد.
ما فردا پاسختان را انتظار می کشیم. بی شک همگان به نظاره برخورد مردی با هموطنانش خواهند نشست که عالمیان را برای پرسشگری به کشور خود فرا می خواند. به خاطر داشته باشید که آیندگان خواهند نوشت وی با دانشجویان کشور خود چه کرد.

Pasted from

بگذار يک نفر سخن بگويد

اکتبر 2, 2007

منبع: روز انلاين
مريم دستگير
تنها چند روز پس ازآنکه محمود احمدي نژاد دردانشگاه کلمبياي آمريکا از آزادي کامل درايران ودرمحيط هاي دانشگاهي سخن گفت، دفترتحکيم وحدت، با انتشار بيانيه اي به انتقاد جدي ازوضعيت برخورد امنيتي با دانشجويان پرداخت وتناقضات آشکار سخنان رييس جمهوري را به وي يادآورشد. اين نامه درآستانه حضور احمدي نژاد دردانشگاه منتشرشد؛ حضوري که بدون توضيح لغو شد.

طي سالهاي گذشته روساي جمهوردر روزهاي اول سال تحصيلي ازدانشگاه ديدار مي کنند و با دانشجويان سخن مي گويند. از زمان رياست جمهوري سيدمحمد خاتمي درسال 76، ديدار با رييس جمهوري وجلسه پرسش وپاسخ به يکي ازهيجان انگيزترين وبحث برانگيزترين جلسات بين مسئولين ودانشجويان تبديل شده است.

در چنين شرايطي دانشجويان، بي خبر ياز لغو مراسم سخنراني رئيس جمهوري اسلامي اعلام کردند که به انتظار وي خواهند نشست: “ما پاسختان را انتظار ميکشيم. بي شک همگان به نظاره برخورد مردي با هموطنانش خواهند نشست که عالميان را براي پرسشگري به کشور خود فرا مي خواند. به خاطر داشته باشيد که آيندگان خواهند نوشت وي با دانشجويان کشور خود چه کرد… شنيده ايم که به دانشگاه خواهي آمد. براستي اگر تمام سوالات و انتقادات و اعتراضهايمان را پاسخي هست، اجازه دهيد درميان آن همه ميهمان گلچين شده که با خود به درون سالن خواهيد آورد تنها يک نفر از اعضا شوراي مرکزي اين اتحاديه فردا به داخل سالن راه يابد و سوالات خود را از رييس دولت آزادترين کشور جهان! بپرسد.”

دراين بيانيه که همزمان با آغاز سال جديد تحصيلي منتشر شد، همچنين مي خوانيم: “به عنوان منتخبان بزرگ ترين تشکل منتقد دانشجويي به شما سلام مي نماييم تا به عهدي که با خود بسته ايم وفادار باشيم و بدي را براي هيچ کس نخواهيم. حتي اگر آن شخص رئيس دولتي باشد که در دانشگاه کلمبيا ازآزادي کم نظير در ايران و از خوش رفتاري با منتقدان و دگر انديشان بگويد و از آزادي زنان دم زند اما ماموران وزارت اطلاعتش ما را همين چند روز پيش در سلولهاي انفرادي بند 209 زندان اوين به مدت يک ماه- حتي از افکارمان- بازخواست کرده باشند، مسئولين وزارت علومش درطي دو سال رياست وي بر هيات دولت 43 تشکل منتقد دانشجويي اعم از شوراي صنفي،کانون فرهنگي وانجمن اسلامي را تعليق يا منحل نموده باشند وبيش از 550 دانشجو را به جرم ابراز عقيده راهي کميته انضباطي کرده باشند تا مجازات گردند و حتي اگر در اين دو سال بيش از 70 تن از اعضا اين اتحاديه بازداشت و بسياري از دانشجويان منتقد ستاره دار و از حق تحصيل محروم واساتيد برجسته اش به جرم دگر انديشيدن اخراج شده باشند ودختران کشورش تنها به جرم دختر بودن از تحصيل باز مانده باشند، اگر بهاي بذل و بخشش بي حسابش به کشورهاي آمريکاي جنوبي فقر و بيکاري براي مردمش و کسري بودجه دانشگاهها باشد و سخنان نسنجيده اش درمورد هولوکاست واقداماتش درعرصه بين الملل تحريم و محروميت را براي مردم کشورش به ارمغان آورده باشد.”

نامه دفترتحکيم وحدت درحالي منتشر شده که انتقادات دانشجويان دانشگاه کبير، آنها را ماهها روانه زندان کرده و هنوز نيز از آزادي آنان خبري نيست.

در پايان اين نامه آمده است: “آقاي احمدي نژاد! شما در دانشگاه کلمبيا ايران را يکي ازآزادترين کشورهاي جهان خوانديد و از توهين کنندگان خواستيد به کشور ما بيايند و قول داديد با آنها رفتاري دوستانه داشته باشيد. اما بد نيست بدانيد بسياري معتقدند جرم سه دانشجوي دربند اميرکبير اعتراض به حضور شما در دانشگاه امير کبير بود و نشريات جعلي بها نه اي بود تامنتقدان را به مسلخ ببرند. بسياري معتقدند تمام توان خويش را در راه سرکوب منتقدانت به کار بسته اي وزنان و معلمان و کارگران و روزنامه نگاران به جرم کمترين انتقادي به بدترين شيوه مجازت شده اند و…”